مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) مبتنی بر روش پدیدار شناسی
نویسندگان
1 گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71572/msds.2025.1212046چکیده
تحقیق حاضر با هدف مفهومسازی رهبری عصبشناختی (نورولیدرشیپ) و شناسایی مؤلفههای آن بر پایه تجربه زیسته مدیران و صاحبنظران دانشگاهی، با بهرهگیری از روش کیفی پدیدارشناسی کلایزی انجام شده است. در این راستا، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران ارشد و اساتید دانشگاهی جمعآوری گردید و با روش هفت مرحلهای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل دادهها منجر به استخراج ۱۵ مضمون اصلی در قالب چهار بُعد کلی شامل: ۱) توانمندیهای شناختی و عصبی (نظیر خودآگاهی عصبی، تصمیمگیری شناختی و خودتنظیمی)، ۲) ارتباطات و تعاملات اجتماعی (همدلی، تنظیم هیجان و آینهسازی عصبی)، ۳) آگاهی و هماهنگی ذهنی (ذهنآگاهی و انسجام مغزی)، و ۴) قضاوت و اخلاقیات (عدالت عصبی) گردید. یافتهها نشان داد که رهبری عصبشناختی مفهومی میانرشتهای است که با اتکا به علوم اعصاب و شناخت، میتواند به بهبود تعاملات سازمانی، افزایش کارایی، ارتقاء انگیزش کارکنان و بهبود تصمیمگیریهای مدیریتی منجر شود. مقایسه یافتههای تحقیق با مطالعات پیشین، حاکی از همسویی نتایج با اغلب تحقیقهای داخلی و خارجی در زمینه تأثیر علوم اعصاب بر رفتار رهبری و عملکرد سازمانی است. در پایان، بر اساس یافتهها، پیشنهادهایی جهت بهرهبرداری عملی در محیطهای سازمانی و نیز مسیرهای پیشنهادی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.