هنجارشکنی در شعر صائب تبریزی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد شهرکرد
doi
چکیده
نگرش صائب تبریزی به شخصیتی معروف نظیر خضر ـ علیهالسلام ـ دوگانه است. صائب در برخورد با داستان خضر(ع) و در ساختن تلمیح، گاه موافق سنت ادبی عملمیکند و گاه بهخلاف عرف و عادت شاعران گذشته، با خضر(ع) و عناصر داستانی او مخالفخوانی میکند. اگر شاعرانی چون خاقانی، سعدی و حافظ با انتقادی ملیح به ماجرای خضر ـ علیهالسلام ـ نگریستهاند، صائب در وسعتبخشیدن به این نگرش، تلاشی جدّی کرده است. او گاه با شماتت خطاب به خضر(ع)، خود را بینیاز از عمر جاودان و آب حیات، صاحبِ ویژگیهایی میداند که حتی خضر به آنها دست نیافته است. بدیهی است که صائب برای اثبات نظریات و افکار خویش و نیز برای ترجیح روش سلوک خود حاضر است از خضر(ع) سبق ببرد و او را با وجود همة اعتباری که در عالم ادب و عرفان دارد، بیرون از دایرة علایق و پسندهای خود بپندارد، این نحوة نگرش، نوعی هنجارشکنی و گریز از سنت ادبی بهشمار میرود. در این مقاله، موضوعاتی دستهبندی شده که در آنها صائب تبریزی نگرش انتقادآمیز خود را متوجه ماجرای حضرت خضر(ع) کرده است.