چرا پهلوان‌نامه‌های پس از شاهنامه مطرح نشده‌اند؟

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

فردوسی به‌عنوان بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ادب فارسی از سوی شاعران پس از خود مورد تقلید قرار گرفته است. امّا نکته مهم آن است که هیچ یک از این مقلّدان نتوانسته‌اند اثری همسنگ شاهنامه در ارزش و اقبال عمومی بیافرینند. محققان دلایل گوناگونی چون برتری جنبه‌های ادبی(دوری از تزاحم تصاویر، هماهنگی تصاویر با موضوع و ...) و مسائل تاریخی را در این خصوص برشمرده‌اند. اما جدای از موارد یادشده، می‌توان ضعف ساختاری این پهلوان‌نامه‌‌ها را نیز بر این دلایل افزود. نگارندگان بر این باورند که خروج منظومه‌های پهلوانی پس از شاهنامه از ساختارهای حاکم داستان‌سرایی حماسی، سبب پذیرفته نشدن و عدم مقبولیّت آنها در مقایسه با شاهنامه گردیده است. برای تبیین و اثبات این مدّعا، ساختار داستانی دو منظومه پهلوانی پس از شاهنامه (برزونامه و جهانگیرنامه) بر اساس الگوی پراپ با ساختار داستان رستم و سهراب، که هر سة آنها بر پایة نبرد خویشاوندی شکل گرفته‌اند، مقایسه می‌شود.