ارزیابی و رتبه بندی الگوی مدیریتی یکپارچه بخش انرژی کشور‏ ‏با تأکید‏ ‏بر ‏‏‏‏سیاست‏ها‏ی ‏زیست‌محیطی (مورد مطالعه: شرکت نفت)

نویسندگان

1 گروه علمی محیط زیست، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدیریت محیط زیست، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران

3 گروه علمی محیط زیست، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران. *(مسوول مکاتبات)

4 گروه علمی محیط زیست، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

doi
چکیده

زمینه و هدف: پس از انقلاب صنعتی و رشد روزافزون صنایع و به دنبال آن افزایش آلودگی و تخریب محیط زیست و بروز بحران‏های ‏پی در پی زیست حیطی باعث شد دولت‏‏‏ها ‏از حدود چهار دهه قبل به طور جدی به تکاپو بیافتند تا چاره‏‏‏‏ای ‏برای برخورد با چالش‏های ‏زیست محیطی بیابند. از این رو به منظور حفظ و حراست از طبیعت و محیط زیست، به تدریج اندیشه وضع قواعد و مقررات جهانی شکل گرفت و از رهگذر کنفرانس‏‏‏ها ‏و ‏‏‏‏سازمان‏ها‏ی‏‏‏‏ بین‏‏المللی تکامل یافت. انتخاب بخش انرژی بدین دلیل صورت پذیرفته است که بیشترین میزان انتشار گازهای گلخانه‏‏‏‏ای ‏مربوط به تولید و مصرف انواع انرژی‏های ‏فسیلی است. در مقاله حاضر به موضوع ارزیابی و رتبه بندی الگوی مدیریتی یکپارچه بخش انرژی کشور‏ ‏با تأکید‏ ‏بر ‏‏‏‏سیاست‏ها‏ی ‏زیست‌محیطی(مورد مطالعه: شرکت نفت) پرداخته شده است. روش بررسی: روش تحقیق حاضر، کمی به روش پیمایشی از نوع تحقیقات توصیفی (غیر آزمایشی) است. نمونه آماری تحقیق شامل 169 نفر از مدیران‏ ‏ارشد و میانی در شرکت نفت‏ ‏بوده است که پرسشنامه‏‏‏‏ای ‏شامل ابعاد اجتماعی،فنی، اقتصادی، زیست محیطی،‏ ‏حقوقی سیاسی در الگوی مدیریتی یکپارچه بخش انرژی کشور با تأکید‏ ‏بر ‏‏‏‏سیاست‏ها‏ی ‏زیست‌محیطی در اختیار آنان قرار گرفت. در بخش تجزیه و تحلیل داده‌ها، رتبه بندی با استفاده از میزان اهمیت عوامل و برازش الگو یا استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: یافته‌ها نشان داده است برازش‏ ‏الگو‏‏‏ی تحقیق تایید شده است. همچنین‏ ‏ابعاد حقوقی، سیاسی و قانونی، محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعي، فنی به ترتیب دارای بیشترین به کمترین رتبه می‏باشند. مولفه‏های ‏الگو (ابعاد فرعی)‏ ‏یعنی حقوقی، سیاسی و قانونی1)ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي؛ 2) نظارت و اجرای قوانین؛ بُعد محیط زیستی 1) مدیریت انرژی‏های ‏تجدید پذیر، 2) خطرات زیست محیطی؛‏ ‏بعد اقتصادی1) توسعه زیرساخت هاي بخش انرژي، 2)تأمين منابع مالی پایدار، 3) ‏‏‏‏سیاست‏ها‏ی ‏تشویقی و حمایت مالی، 4)توسعه تجارت ، 5) انتقال فراورده‏های ‏نفتی؛ بُعد اجتماعي 1)بهینه سازی عرضه و مصرف انرژی، 2) حمایت از فناوری‏های ‏تخصصی و جدید، 3) آموزش تخصصی، 4)ميزان مصرف انرژي، 5)شكل گيري تشكل هاي مردم نهاد ؛‏ ‏بُعد فنی 1) مشخصات فنی و استانداردهای مصرف انرژی ، 2) مدیریت فناوری، 3) متنوع سازی و مدیریت منابع تولید ، 4) تكنوژي هاي پاك و كمتر آلاينده می‏باشند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به اینکه در سالهای اخیر کشورهای مختلف پیشرفته و در حال توسعه توجه فزایندهای به انرژی تجدیدپذیر (انرژی خورشید، باد، زمین گرمایی و غیره) برای ایجاد تنوع در استفاده از منابع انرژی و کاهش وابستگی به یک حامل انرژی و ملاحظات زیست‏محیطی در جهت دستیابی به انرژی پایدار معطوف داشته اند، این امر می بایست در کشور ما نیز پیگیری گردد. و بر اساس نتایج به دست آمده باید توجه‏ ‏بیشتر به ایجاد قوانین‏ ‏دقیق و قابل اجرا و‏ ‏تامین منابع مالی برای آن، کرد.‏ ‏