تبیین مدل زمینهای شرایط بیوفیلیک شهر رامسر و کیفیت زندگی شهروندان از دیدگاه متخصصان
نویسندگان
1 استاد گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. * (مسوول مکاتبات)
2 استاد گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با توسعه شهرنشینی شرایط زیستمحیطی شهرها با چالشهای زیادی مواجه گردیده است و این مسئله کیفیت زندگی و سلامت شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است. طراحی بیوفیلیک میتواند چالشهای زیستمحیطی شهرهای امروز را به نحو مؤثری تعدیل نماید و همچنین کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد در این پژوهش در نظر است الگوی اثرگذاری شرایط بیوفیلیک شهر رامسر بر کیفیت زندگی شهروندان موردمطالعه و تحلیل قرار گیرد. روش بررسی: روش انجام پژوهش روش تئوری زمینهای(گرندد تئوری) است. در این پژوهش مصاحبهی عمیق با متخصصان شهر رامسر در رابطه باتجربه آنها در رابطه با عناصر مرتبط با شهر بیوفیلیکی و کیفیت زندگی آنها صورت گرفته است. فرایند مصاحبه با گروه مصاحبهشوندگان تا اشباع نظری دادهها ادامه یافت. درنهایت مصاحبههای صورت گرفته در سه مرحلهی باز، محوری و انتخابی کدگذاری گردید و مدل زمینهای از جمعبندی موارد بالا حاصل گردید. در این پژوهش نرمافزار MAXQDAبهعنوان ابزار تحقیق در جهت سهولت کدگذاری، مورداستفاده قرار گرفت. شیوه تحلیل در این بخشبر مبنای کدگذاری باز، محوری و گزینشی مصاحبهها خواهد بود. یافتهها: نتایج حاصل از متن پیاده شده مصاحبهها در ساختاری نظاممند در قالب جداولی که گفتههای مصاحبهشوندگان را به کد تبدیل میکنند و سپس کدها تبدیل به مفاهیم میشوند نشان میدهد ازنظر متخصصان، الزامات حرکت شهر رامسر به سمت افزایش شدت عناصر بیوفیلیکی آن وابسته به افزایش میزان شش ویژگی بیوفیلیکی موجود در شهر رامسر است که شامل "پوشش گیاهی سازگار با محیط "، "تنوع زیستی مطلوب شهر "، " توسعه پوشش گیاهی طبیعی و ارگانیک"، " مدیریت پایدار فضاهای طبیعی و شهری"، " اولویت فضاهای طبیعی بر مصنوع و انسانساخت" و " توسعه پوشش گیاهی و سبز مصنوع" میباشند. همچنین مشخص شد که دو عامل " اولویت فضاهای طبیعی بر مصنوع و انسانساخت" و " توسعه پوشش گیاهی و سبز مصنوع" بهعنوان عوامل زمینهای و مداخلهگر هستند، این در حالی است که 4 عامل دیگر بهطور ماهوی از ویژگیهای بیوفیلیکی این شهر سرچشمه میگیرند. همچنین، در مرحله بعد مشخص شد که وجود این عوامل موجب ساخت دو مقوله "منظر مطلوب شهری" و "همگونی و ایجاد تناسب بین فضاهای طبیعی و مصنوعی" خواهند شد و نتیجتاً این امر مقوله "ادراک از کیفیت زندگی" را توسط متخصصان میسازد که این امر پس از طی یک فرایند ذهنی میزان کیفیت زندگی شهروندان در شهر رامسر را خواهد ساخت. بحث و نتیجهگیری: دستیابی به کیفیت زندگی شهری بهینه از مسیر ابعاد بیوفیلیک در سه سطح علی، تعاملی و پیامدی تعریف میشود که در سطح علی، ابعاد و عوامل بیوفیلیکی طرحشدهاند و در سطح تعاملی عوامل منظر و تناسب فضاها پیشنهادشده است. این عوامل در سطح پیامدی به عامل ادراک از کیفیت زندگی شهری توسط شهروندان منتهی میشود. با شناسایی مؤلفههای بیوفیلیک تأثیرگذار در شکلگیری کیفیت زندگی شهری در شهر رامسر، مدل زمینهای تحقیق تبیین گردید. این فرایند میتواند الگویی برای سایر شهرها باشد.