ارزیابی مؤلفه¬ی زیبایی شناسی آثار هنر محیطی در ایران از منظر مخاطب با کاربست رویکرد ماکسین گرین

نویسندگان

1 مدرس گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ايران.

2 کارشناسي ارشد، پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

3 دانشیار گروه ارتباط تصویری، دانشكده هنر و معماري، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. *(مسوول مکاتبات)

doi
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش مسائل و معضلات زیست محیطی در جهان، مقوله­ی محیط زیست به عنوان چالشی  جدید در پیش­روی هنرمندان قرار گرفت. هنرمندان، هنر محیطی را به سبب ارتباط بی واسطه­ی خود با طبیعت و محیط پیرامون انسان­ها،  به عنوان زمینه  مطالعاتی قابل تامل جهت تحقیق و پژوهش برگزیدند. موضوع اصلی پژوهش حاضر شناسایی حساسیت­های زیست محیطی در مواجه با آثار هنرمحیطی، درک احساسات و چگونگی انتقال پذیری این حالات به مخاطب است. این موارد در تجربیات هنری که بیشتر با حواس سروکار دارد نمود بیشتری می ­یابد. هنر محیطی، به سبب ارتباط بی واسطه­ی خود با مخاطب به عنوان راهکاری موثر در جهت انتقال تجربیات و برداشتی تازه از حقیقت معرفی می­­شود. هدف این پژوهش، ارزیابی واکنش مخاطبان ِآثار هنر محیطی در ایران با تأکید بر درک محتوای اثر و عناصر زیبایی­شناسی است. روش بررسی: پژوهش حاضر بر مبنای هدف، از نوع پژوهش­های توسعه­ای  بوده  و از روش­های کیفی برای دستیابی به هدف خود بهره می­برد. روش گردآوری داده­ها ترکیبی از طریق مطالعات کتابخانه­ای، فیش برداری و تصویرخوانی و مطالعات میدانی از طریق مصاحبه­ی عمیق با مخاطبین می­باشد. یافته­ها: نتایج حاصل از مصاحبه­ی عمیق حاکی از آنست که بیانگری در آثار هنر محیطی در مقایسه با مؤلفه­های زیبایی­شناسی از طرف مخاطبین مورد اقبال بیشتری قرار گرفته است. بحث و نتیجه­­گیری: بعد از مشاهده­ی آثار هنر محیطی سطح توجه و ادراک مخاطبان برانگیخته شده است، نتیجه آن تعمق و تفکر مخاطبین درباره ماهیت آثار هنر محیطی بوده است. طبق دیدگاه گرین، یکی از مولفه­های اصلی تربیت زیبایی­شناسی، افزایش سطح توجه و ادراک کیفی است. برمبنای نظریه گرین و نتایج مصاحبه عمیق، بهره­گیری از مؤلفه­های زیبایی­شناسی در خلق آثار هنر محیطی، سبب افزایش توجه، تعمق، ادراک و توانمندی در مخاطبان  در ارتباط با حساسیت­های زیست­محیطی می­گردد.