رابطه سبک یادگیری و تفکر انتقادی با اضطراب امتحان دانشآموزان مدارس دولتی منطقه چهار آموزش و پرورش شهر تهران
نویسندگان
doi
چکیده
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی رابطه بین سبک یادگیری و تفکر انتقادی با اضطراب امتحان دانشآموزان مدارس دولتی منطقه چهار آموزش و پرورش شهر تهران در سال 96-1395 صورت گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل 1287 نفر از دانشآموزان مدارس دولتی منطقه چهار آموزش و پرورش شهر تهران بودند که 295 نفر بر اساس جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای نسبی به عنوان حجم نمونه درنظر گرفته شد. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامهی استاندارد سبک یادگیری دانشگاه لینکلن و نیوزلند(1998)؛ تفکر انتقادی واتسون-گلیزر(1994) و اضطراب امتحان ساراسون (1984)، انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها در دو بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (رگرسیون چند متغیره) و با استفاده از نرم افزار Spss انجام گرفت. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد، بین سبک های یادگیری (شنیداری، جنبشی، دیداری)، با اضطراب امتحان رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر هر سه سبک یادگیری پیش بینی کننده معنی دار اضطراب امتحان دانش آموزان می باشد. هم چنین بین تفکر انتقادی با اضطراب امتحان رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر بین پنج مهارت مربوط به تفکر انتقادی، چهار مهارت: تحلیل، ارزشیابی، استنباط و استدلال قیاسی قادر به پیش بینی معنی دار اضطراب امتحان دانش آموزان است در حالی که مهارت استدلال استقرایی نقشی در پیش بینی اضطراب امتحان ندارند؛ هم چنین نتایج همبستگی پیرسون برای فرضیه های فرعی پژوهش نشان داد که بین سبک های یادگیری دیداری، سبکهای یادگیری شنیداری، سبک یادگیری جنبشی، مهارت تحلیل، مهارت ارزشیابی، مهارت استنباط و مهارت استدلال قیاسی با اضطراب امتحان رابطه منفی معنی داری وجود دارد ولی بین مهارت استقرایی با اضطراب امتحان رابطه معنی دار یافت نشد.