تحلیل نمودهای روانی اسطورهها در شعر احمد شاملو و إمل دنقل براساس اصل تضاد یونگ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران، شوشتر
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران، شوشتر
4 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی
doi
10.30495/mmlq.2021.680950چکیده
اصل تضاد یونگ، از مهمترین عوامل رشد و شکوفایی شخصیّت در بخش ناخودآگاه جمعی است که علاوه بر تحوّل در ساختار شخصیّت، برانگیزانندة اصلی کل رفتار و تولیدکنندة کل انرژی روان است. براساس این اصل روانشناختی، آدمی که در برابر گرایشهای مختلف، دچار کشمکش و فشار روانی میشود، سعی مینماید برای از بینبردن آن فشار روانی، با ارادة خود، فعالیت نماید و به سوی ترقّی و کمال پیش رود. با بررسی آثار ادبی میتوان مقایسهای علمی میان اصل تضاد یونگ؛ یعنی شدّت کارکرد انرژی روان در شخصیّت با برخی نظریههای فیزیکی از جمله اصل بقای انرژی برقرار نمود که دارای ساختار بنیادی ثابتی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ تطبیقی و با هدف نشاندادن کارکرد انرژی روانی در شخصیّتهای اسطورهای، سعی دارد میزان تأثیرپذیری و شدّت عملکرد پدیدآورندگانی همچون احمد شاملو و إمل دنقل را در این باب بررسی کند. نتیجة پژوهش آن است که این دو شاعر نوپرداز، با بهرهگیری از تکنیک نقاب (پرسونا) و نشاندادن ماهیّت مفهومی و انرژی تولیدشده در شخصیّتهای اسطورهای کهن، شدّت عملکرد روانی خود را به عنوان پدیدآور در برابر ناملایمات و ناکامیهای جهان پیرامونشان، با خلق اسطورههای نو و دریافت انرژی قدرتمند اسطورهای، در لایههای معنادار سرودههای خود، به خوبی نشان دادهاند.