تحلیل منظومة مانلی نیمایوشیج بر پایة نقد کهنالگویی یونگ
نویسندگان
1 استاد گروه فرهنگ و زبان های باستانی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه ادبیات فارسی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
3 دانشجو دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30495/mmlq.2021.1927282.2745چکیده
این پژوهش به تحلیل منظومة مانلی نیمایوشیج بر پایة نقد کهنالگویی یونگ میپردازد. نقد کهنالگویی (اسطورهای)، از رویکردهای نوین در حوزة نقد ادبی معاصر است که با دیدگاه روانشناسانه به اسطورهها، ماهیت کهنالگوها را کشف میکند و نقش آنها را در آثار ادبی نشان میدهد. از این رو بحث اسطوره و کهنالگو در ادبیات معاصر(شعر)، به نوعی با بحث روانشناسی (بر پایة نظر یونگ) گره خورده است. در این منظومه، مانلی نمودی از اسطورهقهرمان است که طی یک سفر درونشناختی، با گذر از من به خود، موفق به فردیتیابی میشود، و در سایة این دگرگونی از دیگران ممتاز میگردد؛ همچنین کردار مانلی با مراحلی از الگوی قهرمان شامل کاوش و نوآموزی تطبیق داده میشود. کهنالگوهای مرگ و باززایی، پیر دانا و نماد آب، در ارتباط با اسطورهقهرمان در منظومه مانلی معنا مییابند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مانلی شخصیت اصلی منظومه، فردی از طبقة فروتر جامعه است که با تدابیر پیر دانا در این سفر، به شناخت درستی از خویش میرسد و هماهنگ با طبیعت، به دامن جامعه باز میگردد.