تحلیل ترامتنیّت حکایتهای برگزیدة اسرارنامه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.30495/mmlq.2022.694065چکیده
یکی از راههای شناخت دقیق متون، بررسی تعامل بین آنها است و ترامتنیّت یکی از رویکردهای خوانش متن است که به روشی نظاممند، روابط بین متون را نشان میدهد. بیشتر حکایتهای اسرارنامه، ریشه در آثار پیش از آن دارد ولی شیوۀ تغییر و بازتولید آن بسیار سنجیده و هدفمند بوده است. در این پژوهش به روش تحلیلی- تطبیقی بر اساس نظریة ترامتنیّت ژرار ژنت، به بررسی میزان و چگونگی ارتباط اسرارنامه با زیرمتنهای آن پرداختهایم. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری عطّار از زیرمتنها به شکل ارتباط بینامتنی از نوع صریح و ضمنی و به منظور اعتباربخشی به روایت و تأیید مطلب صورت گرفته است. بیشترین نوع رابطۀ ترامتنی اسرارنامه با زیرمتنهای آن، از نوع زبرمتنی و از نوع همانگونگی و تراگونگی به روش گشتار کمّی و کاربردی است . فرایندهایی چون گشتار انگیزه، گشتار ارزش، گشتار کیفی، فزونسازی، انبساط، برش و تلخیص متن سبب تغییر گفتمان حکایات، برجستهکردن مطلب، افزودن عناصر داستانی و خارج کردن متن از حالت گزارشی به گونة روایی، ارزشکاهی یا ارزشگذاری شخصیّتهای حکایات و متناسبکردن اهداف در روایت عطّار شده است. فرامتنیّت در اسرارنامه از نوع تفسیری است و در تبیین دیدگاههای عرفانی عطّار، بسط بنمایه و نمادین کردن حکایاتی که در مآخذ اسرارنامه به صورت سطحی و تک معنا نقلشدهاند، موثّر بوده است.