بررسی مکانیسم‌های اثر در هنر درمانی با تأکید بر رویکرد نقاشی در افراد مبتلا به تروما

نویسندگان
doi
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی مکانیسم های اثر هنر درمانی با تأکید بر شناخت اجزای عاطفه و هیجان در افراد مبتلا به تروما است. با مروری بر تحقیقات مختلف، نتایج متناقضی درباره اثر مندی هنر درمانی وجود دارد که ناشی از عدم وجود گروه کنترل، گزارشات کیفی از نتیجه درمان و ارزیابی های نادرست است. مطالعات نوروسایکولوژیکال، مطالعات تکاملی و نشانگان تجزیه در افراد مبتلا به تروما نشان می دهد که مشکل این افراد مربوط به ذهن غیرکلامی است. در نتیجه برای ایجاد یک پروتکل درمانی مؤثر، بدون تکیه بر ابراز کلامی و با صرف بهینه در زمان و هزینه، لازم است جهت گیری درمان از رویکرد های غیر رهنمودی به سوی رهنمودی متمرکز شود. در رویکردهای رهنمودی، به جای نگاه کلی گرایانه به موضوع بر شناخت تمامی اجزا تأکید می شود. بنابراین در رویکرد مبتنی بر نقاشی، شناخت و بررسی ماهیت دقیق عامل عاطفه به مانند کنش های شناختی برای نیل به هدف فوق امری لازم است. این تغییر نگاه و به تبع آن تغییر در روش درمانی باعث می شود که اجرای درمان از انحصار درمانگران حرفه ای و مجرب خارج شده و در دسترس درمانگران مبتدی نیز قرار بگیرد.

کلیدواژه‌ها