خوانشی بینامتنی بر دو داستان از مثنوی و دکامرون
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه هنر اصفهان
2 استادیار دانشگاه هنر اصفهان
doi
10.30495/mmlq.2023.702448چکیده
یکی از روشهای شناخت عمیق متون، بررسی تعامل بین آثار مختلف است؛ زیرا نویسندگان، خواهناخواه تحتتأثیر آثار یکدیگر هستند. موضوع اصلی این جستار، خوانش بینامتنی دو داستان از مثنوی معنوی و دکامرون بر مبنای نظریة ترامتنیت ژنت است. آن صوفی که زن خود... قصهای از مثنوی است که از نظر بنمایهها با قصة هیچ آدابی و ... و یا وقتی چاره، منحصر به فرد میشود، از دکامرون شباهتهایی دارد: بیوفایی،خیانت، کامجویی و شهوترانی و حیلة زنان و ترس از رسوایی از جمله بنمایههای مشترک این داستانها و تشکیلدهندة بنیان اصلی آنها است. پژوهش حاضر به شیوة تحلیلی ـ تطبیقی برآن است تا ضمن قیاس این دو اثر کلاسیک، به بیان وجوه اشتراک و افتراق این داستانها بپردازد. یافتههای پژوهش، حاکی از آن است که بوکاچیو در حکایاتش به طرز قابلتأملی، قصهای از مثنوی را بازآفرینی کرده است. این پژوهش توانسته است از سویی زمینة مساعد را برای بخشی از مطالعات تطبیقی فراهم سازد و از دیگر سو، راهگشای مطالعات در حوزة مولویپژوهی باشد.