بررسی کیفیت رابطة میان انسان و خداوند در رویکرد عرفانی نیکوس کازانتزاکیس
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات دانشگاه فرهنگیان، پردیس زینبیه، تهران، ایران
2 دانشآموختة کارشناسیارشد فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30495/mmlq.2023.705536چکیده
ادبیات در اصطلاح عام، زبان عمومی فرهنگها، نقطة اتصال جانهای فرهمند و سرمایهداران معنا در تاریخ حیات انسان بوده است. در همین راستا ادبیات عرفانی، در طی سدههای متمادی، حلقة واصل هزاران روح سرشار از شور و ارادت به ماوراء و معنویت بوده و از گوشههای گونهگون جهان انسانی، جانهای همدغدغه را به شاهراه عرفان راه نموده و با آثار مکتوب، ضمیر تشنگان را سیراب کرده است. نیکوس کازانتزاکیس در جایگاه یک ادیب با مجموعهای از آثار متعدد ادبی و عرفانی در حوزة ادبیات معاصر جهانی، نمونهای از آن دست سرگشتگان و دلآشوبان عصیانگری است که ادبیات عرفانی، جولانگاه قلم اوست. این مقاله ضمن بررسی عمومی آثار و واکاوی نظرگاه عرفانی کازانتزاکیس، کیفیت رویکرد او را در ارتباط با رابطة عرفانی انسان و خدا، با روش توصیفی ـ تحلیلی مورد مطالعه قرار میدهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نگرش معنوی کازانتزاکیس به جهان، خداوند و انسان در خلق آثار او اثربخشی نمایانی دارند. او در بیان ارتباط انسان با خدا از عشق، رهایی از تعلقات، جدال میان جسم و روح، رنجهای وجودی انسان و مواجهة درونی با خدا سخن میگوید و از مرگ به عنوان پدیدهای فرا جسمانی که موجب جاودانگی روح انسان و وصال او با خداست، استدلال میکند.