اثربخشی آموزش تلفیقی تفکر انتقادی و تفکر خلاق بر یادگیری خودراهبر دانش‌آموزان دورة دوم متوسطة شهر قم

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه، دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی، ساوه، ایران. fhassani14@yahoo .com

2 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران، استادیار گروه علوم اجتماعی، ایران (نویسنده مسئول). gmail.com@jacethe.salibi

3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه، استادیار گروه روان‌شناسی، ساوه، ایران. beheshteh_niusha@yahoo.com

doi
چکیده

زمینه: رفع چالش‌های قرن بیست‌ویک با فشارهای محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیچیده‌ای که دارد، نیازمند این است که جوانان خلاق، مبتکر، با انرژی، سازگار، با انگیزه و با اعتماد به نفس باشند و مهارت‌های استفاده از تفکر انتقادی و خلاق را به طور هدفمند توسعه دهند. هدف: این مقاله درصدد است تا اثربخشی آموزش تلفیقی تفکر انتقادی و تفکر خلاق بر یادگیری خود راهبر دانش‌آموزان دخترِ دوم تجربی در شهر قم را بررسی کند. روش: پژوهش حاضر طرح آزمایشیِ پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود که گروه نمونه‌ای 105 نفری به صورت خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند، سپس گروه نمونه بر حسب سن، جنسیت، پایه، رشته تحصیلی، نمرة استعداد تحصیلی همتاسازی شدند. پس از اجرای پیش‌آزمون با استفاده از پرسشنامة یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2001)، گروه نمونه به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش 25 نفری، تقسیم شدند. داده‌های به دست آمده از نمره‌گذاری پرسشنامه‌ها با روش آماری تحلیل واریانس و تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل‌ها نشان داد که آموزش تلفیقی تفکر انتقادی و خلاق بر یادگیری خود راهبر و تمام مؤلفه‌های آن (رغبت به یادگیری، خودمدیریتی و خودکنترلی) تأثیر معناداری دارد. نتیجه‌گیری: با آموزش تلفیقی تفکر انتقادی و تفکر خلاق رغبت به یادگیری، خودکنترلی و خودمدیریتی دانش‌آموزان افزایش می‌یابد. در نتیجه انگیزش استفاده از راهبردهای یادگیری، روحیة خوداتکایی و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان بیش‌تر می‌شود.