استعارۀ مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا
نویسندگان
1 دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان
2 استاد زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان
doi
چکیده
استعارۀ مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن میتوان از راهبرد و تجربۀ موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشههای پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب اين قواعد را براي بيان انديشهها و تجربههاي خود تنگ ميبيند و از ابزار استعاره بهره ميگيرد. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعارۀ مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریۀ لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایههای پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیلۀ این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهومسازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بیخودی، گذرا بودن عشق، بیقراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشۀ مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقولۀ عرفانی نمایان ساخته است.