نقش توانمندسازی در تبیین توسعه پایدار (موردمطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران)

نویسندگان

1 دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی و حقوق، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
چکیده

توسعه پایدار جریانی پیچیده و چندبعدی بوده و دربرگیرنده عرصه ­های زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است، به‌نحوی‌که این ابعاد با یکدیگر در تعامل و ارتباط متقابل هستند. عوامل متعددی در فراگرد توسعه پایدار نقش‌آفرینی کرده و قادرند جریان توسعه را تحت تأثیر قرار داده، دستیابی به آن را تسهیل و تسریع نمایند. اعتقاد بر این است که توانمندسازی جامعه ازجمله محورهای اصلی توسعه پایدار به‌شمار می‌روند. ازاین‌رو، تحقیق حاضر درصدد ارزیابی و تحلیل اثرات توانمندسازی اعضاء جامعه بر تسهیل در دستیابی به توسعه پایدار است. این پژوهش ازنظر استراتژی، مطالعه موردی، ازنظر فلسفه، اثبات‌گرا و ازنظر رویکرد، تبیینی (علت-معلولی) است. مدل عملیاتی پژوهش بر اساس مطالعات پیشین در داخل و خارج از کشور بنا شده است. داده­ های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع ­آوری و با استفاده از تحلیل همبستگی و مدل معادلات ساختاری، با به‌کارگیری نرم­افزارهایSPSS و LISREL آزمون شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۷۸۵۳ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران است که در سال ۱۳۹۷ در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده ­اند. به‌منظور گردآوری داده­ ها، از روش نمونه ­گیری طبقه ­ای نسبی، از ۴۵۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی نظرسنجی به‌عمل آمد است. بر مبنای تجزیه‌وتحلیل مسیر انجام شده، مشخص شد که توانمندسازی اعضاء جامعه از منظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و روانشناختی در دستیابی به توسعه پایدار از جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی نقش‌آفرینی می‌کند. چکیده بلند:مقدمهتوسعه پایدار یکی از بزرگترین چالش­ های قرن 21 و نیز ضرورتی آشکار برای بقای جوامع به‌شمار می‌رود. توسعه پایدار بر توانایی تأمین نیازهای فعلی بدون اینکه توانایی نسل­ های آینده برای تأمین نیازهایشان به خطر بیافتد، تأکید دارد. بی ­تردید مشارکت اعضای جامعه در فرآیند توسعه، درگرو توانمندسازی آنها است. نقش توانمندسازی اعضاء جامعه به‌ویژه دانشجویان در دستیابی به اهداف توسعه پایدار هنوز نامشخص است. گرچه برخی تحقیقات گذشته ارتباط میان توانمندسازی و توسعه پایدار را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما غالب آنها، ارتباط میان این دو مفهوم را تنها با تأکید بر برخی از مؤلفه‌های آنها بررسی کرده‌اند و تمامی مؤلفه‌های توسعه پایدار و توانمندسازی را به‌طور همزمان در اثرگذاری بر یکدیگر ارزیابی نکرده‌اند؛ بنابراین، پیشینه پژوهش از این حیث دارای نقصان و شکاف است و مطالعه حاضر تلاش دارد این شکاف را پر نماید. به‌طورکلی، سؤال اساسی پژوهش حاضر آن است که ازنظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی، توانمندسازی چگونه می‌تواند در فرآیند توسعه پایدار کشور نقش‌آفرینی نماید؟ روش‌شناسی این پژوهش از منظر فلسفه از نوع اثبات‌گرا؛ از منظر رویکرد پژوهش، از نوع قیاس؛ از منظر استراتژی پژوهش، از نوع مطالعه موردی و ازنظر روش، از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط علت و معلولی میان متغیرها است. پژوهشگر از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ­ها استفاده کرد. سؤالات پرسشنامه از نوع بسته و از طیف شش گزینه‌ای بود. این پرسشنامه درمجموع دربرگیرنده 77 پرسش بود. اندازه­ گیری پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ انجام گرفت. برای این منظور یک نمونه اولیه شامل 50 پرسشنامه توزیع و ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. با توجه به اینکه مقادیر آلفای کرونباخ برای تمامی متغیرها بزرگ‌تر از 69/0 می‌باشد، پایایی پرسشنامه در حد ­رضایت­ بخشی است. روایی محتوای پرسشنامه نیز توسط استاد راهنما، اساتید مشاور و دو نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفت. پس از دریافت نظرات اساتید، اصلاحات نهایی انجام شد و جهت توزیع آماده گردید. یافته‌های پژوهشنتایج نشان داد که که توانمندسازی اعضاء جامعه اثر قابل‌توجهی بر دستیابی به توسعه پایدار دارد (اثر 59/0 و عدد معناداری 40/6). یعنی به ازای یک واحد افزایش در توانمندسازی اعضاء جامعه می ­توان شاهد 59/0 واحد بهبود در توسعه پایدار بود که اثر متوسطی می ­باشد (اثری بین 3/0 تا 6/0). نتیجه‌گیری و پیشنهاداتنتایج نشان داد که بین ابعاد توانمندسازی و توسعه پایدار ارتباط مستقیم و مثبتی وجود داردبر اساس این یافته می‌توان پیشنهاداتی ارائه داد. مسئله توانمندسازی جامعه، قلمروی وسیعی از موضوعات روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در برمی‌گیرد و صرفاً به بحث اشتغال و درآمد عادلانه محدود نمی‌گردد. در این میان، دولت، از نقش و جایگاه ویژه ای در دستیابی به اهداف توسعه با رویکرد توانمندسازی برخوردار است. در این راستا، مولفه ­هایی همچون آموزش عمومی در رابطه با مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهت مشارکت در طرح ها و برنامه ­ها؛ تسهیل گری و ارائه رهنمودهای عمومی و جهت دادن به تلاش های اعضاء جامعه برای حل مشکلات موجود، تأکید بر حمایت از مردم در اجرای طرح های توسعه ­ای و ایجاد اعتمادبه‌نفس در مردم، ایجاد زمینه‌ بروز استعدادهای‌ اعضاء جامعه از طریق فراهم‌ آوردن امکانات‌ و منابع، راه ­های‌ مفید برای‌ مشارکت‌ و فرصت ­های‌ جدید برای آنها و التزام به برقراری عدالت اجتماعی از طریق توزیع عادلانه درآمد و امکانات کلیدی می باشند.