بررسی مروری اختلالات روانی ناشی از جنگ و نا امنی (مطالعه موردی مقالات چاپ شده پیرامون اختلالات روانی ناشی از جنگ در افغانستان)

نویسندگان
doi
چکیده

جنگ به عنوان یک پدیده ناخوشایند و استرس زا می‌تواند به عنوان عامل آشکار کننده اختلالات روانی محسوب شود(نوربالا، 1381). به طور کلاسیک و ثبت شده اولین بار طی جنگ های داخلی قاره آمریکا(1861 – 1865) پزشکان از نوعی عارضه عصبی در سربازان جبهه به نام Nostalgic نام بردند؛ بعدا اصلاحات و اسامی دیگری چون Neurosis Fright و Effort Syndrome به کار گرفته شد(داویدیان اچ و همکاران، 1992). از آنجائیکه که نزدیک به چهل سال می‌شود که افغانستان درگیر جنگ های داخلی می‌باشد و در این اواخر به شدت و خسارات ناشی از آن افزوده شده است؛ طوریکه در فاصله سال های 1396 و 1399 بیش از 20 حمله انتحاری مرگ‌بار(حملات صورت گرفته توسط داعش) تنها در شهر کابل صورت گرفته است که در نتیجه آن نزدیک به 300 نفر کشته و بالغ بر 1000 نفر زخمی برجای گذاشته است(ابراهیمی، 1401)؛ به همین دلیل بررسی اختلالات روانی بوجود آمده از این حوادث در بین مردم افغانستان مهم به نظر می‌رسد؛ طوریکه صندوق جهانی نجات کودکان(Save the Children) به تاریخ 10 اکتبر 2022به مناسبت روز جهانی سلامت روان هشدار داده است که افغانستان از نظر سلامت روان در آستانه یک فاجعه قرار دارد و گزارش داده است که حدود 4 میلیون و 460 هزار انسان به شمول کودکان و بزرگسالان، نیاز جدی و فوری به حمایت روانی دارند. پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده است که اختلالات روانی ناشی از جنگ در افغانستان بیشتر شامل افسردگی، اضطراب و از آنجائیکه یکتعداد در معرض حملات انتحاری قرار گرفته اند، علائم اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) را گزارش داده اند(کاتانی و همکاران،2009).

کلیدواژه‌ها