پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس اعتماد بین فردی، کنترل عواطف و صمیمیت زناشویی در زنان متاهل
نویسندگان
doi
چکیده
هدف ازانجام پژوهش حاضر پیش¬بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس اعتماد بین فردی، کنترل عواطف و صمیمیت زناشویی در زنان متاهل بود. پژوهش حاضر، غیرآزمایشی (توصیفی) و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمام زنان متاهل شهر کرج در سال 1404-1403 بودند. به منظور برآورد حجم نمونه از فرمول پیشنهادی تاباچنیک و فیدل (2007) استفاده شد. تعداد افراد نمونه 170 نفر بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده¬ها در این پژوهش از پرسشنامه¬های نگرش به خیانت زناشویی مارک واتلی (2008)، اعتماد در روابط بین فردی رمپل و هولمز (1985)، کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) و صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) استفاده شد. داده ها از طریق نرم افزارSPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشانداد که 5 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی نگرش به خیانت زناشویی، توانست توسط متغیرهای اعتماد بین فردی، کنترل عواطف و صمیمیت زناشویی تبیین شود. همچنین، میزان معناداری F برای نگرش به خیانت زناشویی بیشتر از میزان 0.05 محاسبه شد، که این امر بیانگر آن است که مدل رگرسیونی معنادار نیست و نگرش به خیانت زناشویی بر اساس مولفههای اعتماد بین فردی (وفاداری، قابلیت اعتماد، پیشبینی پذیری) در زنان متاهل قابل پیشبینی نمیباشد. بعلاوه، 6 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی نگرش به خیانت زناشویی، توانست توسط مولفههای کنترل عواطف تبیین شود. نهایتا، 3 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی نگرش به خیانت زناشویی، توانست توسط متغیر صمیمیت زناشویی تبیین شود.