تأثیر آموزههای قرآنی و حدیثی بر تمدن عصر آل بویه و نفوذ آن بر اقدامات عملی عضدالدوله دیلمی
نویسندگان
1 استادیار رسمی گروه آموزشی تاریخ، تمدن و انقلاب اسلامی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.30495/qsf.2021.680780چکیده
مستندات تاریخی بغداد قرن چهار و علاوه بر آن، تحلیلهایی که از جانب محدثان و مفسران و مورخان، تمدن پژوهان و فیلسوفان تاریخ و دیگران به دست آمده، حاکی از رشد و گسترش فکری و دینی اسلام در مقایسه با دیگر دورههاست. لذا این پژوهش در نظر دارد بر ارتقای بی نظیر حوزه های گوناگون عمرانی عهد عضدی مانند ساخت اماکن درمانی و فرهنگی، شهرسازی و احیای ویرانیها، توجه به مرمت مشاهد مقدسه، جمعآوری حدیث و رشد و گسترش تفاسیر و در نهایت امنیت در این عصر؛ که ریشه قرآنی و حدیثی داشته است؛ با استفاده از منابع و متون اصیل و تحلیل های جانبی، به کشف انگیزههای عمرانی این حاکم(عضدالدوله) بپردازد و انگیزههایی که چرایی و چگونگی جهتگیری فعالیتهای او را تا حدودی مشخص کند. به همین دلیل مسأله اصلی این است که تأثیرآموزههای قرآنی و حدیثی در شکوفایی و درخشش تفکر شیعی و ایرانی چقدر بوده است؟