بررسی تأثیر قصص قرآنی انبیای اولوالعزم بر نخستین آثار فارسی عرفانی- تعلیمی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.30495/qsf.2021.687504
چکیده

در بخش قابل توجهی از تألیفات عرفانی که به منظور تعلیم مبانی عرفان نوشته شده، نویسندگان، برای تبیین دیدگاه‎های خود از قصص قرآنی استفاده کرده اند. این پژوهش با نظر به این مهم، به روش کتابخانه ای به بررسی کارکرد داستان های قرآنی پیامبران اولوالعزم، در پنج اثر مهم عرفانی فارسی پرداخته و نشان می دهد که داستان میقات حضرت موسی(ع) بالاترین بسامد را در شرح دیدگاه ها و اصطلاحات عرفانی دارد و در اکثر موارد نیز در تقابل با معراج حضرت محمد(ص) مطرح شده است. این قصه به سبب تبیین اهمیت پیر و اطاعت بی چون و چرا از وی کاربرد فراوان داشته است. پس از آن، داستان حضرت ابراهیم به منظور تشریح اصطلاحات تسلیم، جمع، مشاهده، طلب، شوق و... در هر پنج اثر نمود یافته. داستان معراج حضرت محمد(ص) در دو کتاب رساله قشیریه و عبهر العاشقین مورد توجه قرار گرفته و داستان حضرت عیسی تنها در عبهر العاشقین به منظور تبیین مسأله لقاء الله مطرح شده که مقاله حاضر به تفصیل به هر یک از آن‌ها می‌پردازد.