درآمدی بر حدود الزامآوری وعده در فقه الاداره با تکیه برحدیث « انما یحلل الکلام و یحرم الکلام »
نویسندگان
1 دانشجو دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان - ایران.
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان - ایران.
3 دانشجو دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان – ایران،
doi
چکیده
وعده و لزوم وفای به آن و توجه به حدود و جایگاه مؤثرش در فقه مدیریتی اسلامی که معمولاً با عنوان فقه الاداره شناخته میشود، نیازمند نگاهی جدی با رویکرد توجه به الزامات فقهی و نمود روایت « انما یحلل الکلام و یحرم الکلام» است که فقها، متعدد در کتب فقهی خود به آن استناد جستهاند. مطابق با روایت مذکور واژه کلام منحصر در لفظ نبوده، بلکه معنای التزامی آن نیز، ملاک میباشد. مفهوم این واژه که با عنایت به نظر فقها التزام به مفاد قرارداد میباشد، رابطه تنگاتنگی با وعدههای دادهشده از جانب سیستم مدیریتی دارد. همچنین توجه به حدود وعده و الزام آوریش نقش مهمی در ارادهی جمعی انسانها دارد. بیشک سیستم مدیریتی باید نسبت به الفاظ بکار گرفتهشده در وعدههای خود، پذیرای تعهدات مربوطه نیز، باشد. پذیرش مسئولیت منعطف بهنظام مدیریتی، با تطبیق بر اصل چهارم قانون اساسی به اثبات میرسد. مطابق با این اصل، کلیه قوانین و مقررات باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این نوشتار که با روش تحلیلی – توصیفی با تکیه بر منابع کتابخانهای تدوینشده است، الزام به وعده در مجموعه مدیریتی را امری مسلم دانسته و برابر مستندات ارائهشده بیان میدارد، پذیرش مسئولیت در وعدهها کاملاً الزامآور بوده، به علاوه در جهت تبیین مسئله، گونههایی از فقه الاداره و الزام در اسناد عادی را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. به نظر نویسنده مرابحه و قولنامه به عنوان مصادیقی از وعده، در چارچوب سیستم فقه الاداره قرار میگیرد که اثبات التزام نسبت به آنها، وظایف نظام مدیریتی را پیرامون این مسئله با تأکید بیشتری خاطرنشان میسازد.