بررسی معناشناسی واژه استکبار در قرآن کریم بر اساس محور همنشینی واژگان
نویسندگان
1 . دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
doi
10.30495/qsf.2022.1963656.2905چکیده
یکی از حوزههایِ نسبتاً جدید در عرصة مطالعاتِ زبانشناسی، روش معناشناسی است که بیشترین کاربرد را در تحلیلِ متون و فهم ساختارِ آن دارد. دانشِ معنیشناسی با مطالعة علمیِ معنی، میکوشد تا به روابطی که میان واحدهای معنایی، یعنی جفتهای لفظ- معنا و یا روابط معنا- معنا وجود دارد، دست یافته و توصیفی دقیق از این روابط ارائه کند. در این میان، قرآن کریم با توجّه به قُدسی بودنِ متن آن و منزّه بودنش از سهو و خطای بشری، از اعتبار بالاتری نسبت به سایر متون برخوردار است و از این رهگذر، بررسی ساختار متن و نحوة استعمال واژگان در این کتاب آسمانی، میتواند روش مناسبی در فهم هرچه دقیقتر معانی آن باشد. در این پژوهش با بهرهگیری از رویکردِ همزمانی (synchronic) و در راستای معاناشناسی توصیفی، در پیِ آن هستیم تا با تأمل صِرف در قرآن کریمِ عصر نزول، جدای از پیشفرضها، مفهوم استکبار را در کلام وحی بررسی نموده و در محورِ همنشینی، دلالتهای معنایی آن را مورد تحلیل زبانی و معناشناسی قرار دهیم. این واژة پُربسامدِ قرآنی، به شکل اسم و فعل و زمانهای مختلف، 47 بار در قرآن کریم استعمال شده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در تبیین مفهوم استکبار، علل و عوامل بسیاری دخیل هستند. وجود ابلیس، طبقة مُترفین و سرمایهداران، کُفر و ... همگی به نوعی دایرة معنایی استکبار را در محور همنشینی آن کامل مینمایند. همچنین ابزار و اهداف استکبار در برخورد با نهضتهای الهی، متنوع و گوناگون است.