بررسی میزان دقت تفاسیر مجمعالبیان و کشفالاسرار در دلالت های صرفی واژگان اسمی (نمونه موردی:مصدر میمی ومصدر مره)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قران وحدیث د انشگاه ازاد اسلامی خوی
2 استادیار و معاونت آموزشی وپژوهشی دانشگاه علوم ومعرف قرآن ( نویسنده مسئول )askar.babazadeh@gmail.com
3 استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
doi
10.30495/qsf.2022.1960561.2885چکیده
چکیده:تفسیر قرآن کریم به سبب کشف پیچیدگیها و لایههای پنهانی الفاظ و آیات قرآن به عنوان یکی از دانشهای برجسته علوم اسلامی و پر مخاطب علوم انسانی محسوب میشود.، این دانش برای رشد و تعالی و جهت نزدیکترشدن با حقیقت و مفهوم واقعی آیات قرآنی ناگزیر است از علوم مختلف بهره ببرد؛ یکی از این علوم دانش صرف است که قالبهای ساختاری کلمات در زبان عربی را بررسی مینماید و این تغییرات ساختاری در اقسام مختلف کلمه معانی و دلالتهای متعددی را نیز میتواند ابلاغ کند، گفتار حاضر به سبب دریافت اهمیت این دانش در تفسیر به روش توصیفی و تحلیلی بر آن شده است تا به این سؤال اساسی پاسخ دهد که آیا مفسران فارسی زبان در تفاسیر چه مقدار به نکات صرفی توجه داشتند و از علم صرف بهره بردهاند؟ ازاین-رو دو تفسیر مجمعالبیان و کشفالاسرار با تاکید بر دو ساختارصرفی مصدر میمی و مره، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله نشان میدهد که غالباً این دو تفسیر به دلالتهای صرفی این دو قسم از اسامی چندان توجهی مبذول ننمودهاند.