شأن شناختی قصص قرآن در زبانِ دین، از منظر علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته کلام- فلسفه دین و مسائل جدید کلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.
2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.(نویسنده مسئول)
doi
10.30495/qsf.2023.1929675.2534چکیده
از منظر ناشناختگرایان گزارههای دینی توصیفگر حقایق معنوی و واقعیات عینی نیستند و در برخی آراء معنادار هم تلقی نمیشوند. در این نگرش داستانهای دینی نیز اشارهای به واقعیت ندارند؛ بلکه به مقاصد دیگری بیان شدهاند. در این راستا توجه به جنبههای عملی گزارههای دینی اهمیت بیشتری دارد. عمده متفکران اسلامی مانند علامه طباطبایی معتقد به شأن شناختی زبان دین هستند. از منظر علامه طباطبایی تمام گزارههای دینی، معنادار و حقیقی قلمداد میشوند و قصص قرآن نیز از جمله گزارههای تاریخی هستند که به عنوان اِخبار از حقایق گذشته یا تمثیل از نوع حقیقی بیان شدهاند. این نوشتار با روش توصیفی_ تحلیلی به یک سؤال اصلی پاسخ میدهد: از منظر علامه طباطبایی قصص قرآنی دارای چه شأنی در زبان دین است؟ جهت پاسخ به این سؤال اصلی، پس از بررسی شأن شناختی زبان دین از منظر متفکران اسلامی و غربی به نظرات علامه طباطبایی پیرامون زبان دین در قصص قرآنی پرداخته می-شود.