بررسی مناسب‌ترین تیمارهای مدت زمان استفاده از اولتراسونیک، دما و نسبت آب به محتویات شکمبه دام در تولید بیوگاز (مطالعه موردی: کشتارگاه شهر خرم‌آباد)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی سیستم های کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران

2 استادیار گروه مهندسی سیستم های کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران

3 استاد گروه مهندسی سیستم های کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

4 استادیار گروه شیمی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.

doi
10.30495/jest.2021.54005.5115
چکیده

زمینه و هدف: تصفیه بی هوازی برخی از ضایعات جامد کشتارگاهی مانند محتویات شکمبه، به دلیل پتانسیل تولید انرژی و تاثیر مثبت آن در کاهش آلودگی های زیست محیطی، یکی از گزینه های مناسب فرآوری و دفع ضایعات به شمار می آید. هدف از انجام این پژوهش، تعیین مناسب ترین تیمار دما، زمان و نسبت آب به محتویات شکمبه دام بر روی میزان تولید بیوگاز کل است.روش بررسی: این پژوهش سال 1399و در کشتارگاه صنعتی خرم آباد انجام شد. پس از ذبح دام محتویات شکمبه پنج گاو و پنج گوسفند به منظور همگن سازی و یکنواخت شدن با هم مخلوط شدند و در آزمایش های مجزا به بررسی تاثیر شدت دماهای مختلف (30، 40 و 50 درجه سانتی گراد)، زمان های مختلف امواج دهی دستگاه اولتراسونیک (10، 20 و 30 دقیقه) و نسبت های مختلف مخلوط محتویات شکمبه و آب(50میلی لیتر آب به 100 گرم محتویات شکمبه، 100 میلی لیتر آب به 100 گرم محتویات شکمبه و 200 میلی لیتر آب به 100 گرم محتویات شکمبه) برروند تولید بیوگاز پرداخته شد.یافته ها: به طور کلی بیشترین مقدار بیوگاز کل، مربوط به اثر مقابل سه گانه استفاده 30 دقیقه ای از پیش فرآوری اولتراسونیک (t3) × دمای C50° (te3) × نسبت ترکیب محتویات شکمبه(r3) با میزان تولیدml 333/350 که بهترین نتیجه محسوب می شود.بحث و نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد استفاده از پیش فرآوری اولتراسونیک در مدت زمان بیشتر، در دمای بالاتر و در غلظت کمتر تاثیر بیشتری در عملکرد فرآیند هضم بی هوازی و تولید بیوگاز کل از محتویات شکمبه دارد.