تحلیل دلایل موفقیت و ناکامی غزلسرایان در کسوت ترانهسرایی (موردکاوی آثار محمدعلی بهمنی)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
چکیده
ترانه واژهای با ریشهای کهن و اوستایی به معنای تر و تازه و جوان است. شعر و ترانه رابطهای ناگسستنی با هم دارند که این پیوند در هنر فارسی نمودی عینی دارد چرا که شاعرانِ تماموقت عموماً در سرایش آثاری در قالب این ژانر هنری طبعآزمایی نمودهاند. از شاعران کهن فارسی که به موسیقی نیز تسلط داشتند میتوان به «رودکی»، «فرخی سیستانی» و «حافظ» اشاره کرد. امروزه اما عده قلیلی از این شاعران در مسیر آفرینش ترانه توفیق داشتهاند. هنر ترانهسرایی اصول و لوازمی دارد که منحصر به این قالب است و بدون بهرهمندی از آن مسیر سرایش به انحراف رفته و از هدف غایی دورتر و دورتر میشود. محمدعلی بهمنی از معدود غزلسرایانی است که در حوزه ترانه نیز صاحب سبک بوده است. در این پژوهش ضمن مرور و بررسی کارنامه ترانهسرایی بهمنی بهمرور و تحلیل چهـارچوب نظـری شاخصههای تمایز شیوه سرایش ترانه و شعر در پیآنیم علل موفقیت این شاعر را در پیشه ترانهسرایی در میان شاعران معاصر تبیین نماییم. درنهایت امر نتیجه گرفته شد که عدم بهرهمندی از ترجیعبند، انتخاب مضمون و واژهای نامناسب، نوع وزن غیرکاربردی، عدم تعلق خاطر به ضربآهنگ دوری، غفلت از ظرفیت ایقاعات و خللهایی را در مسیر ترانهسرایی شاعران ایجاد نموده است که بسیاری از شعرا از آن بیبهره میباشند.