تحلیل عوامل استراتژیک و برنامه ریزی راهبردی بر مشارکت شهروندان قزوین در تفکیک پسماند خانگی از مبدا در سال 1400

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد آلودگی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان ایران

2 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، ایران

3 کارشناسی ارشد آلودگی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، ایران

4 استادیار، گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، ایران *(مسوول مکاتبات)

5 دانشیار، گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به فعالیت رو به رشد شهروندان به امر بازیافت، اطلاع دقیق از میزان مشارکت شهروندان و دیدگاه آنان در جدا سازی پسماند می تواند در ارتقا محیط زیست شهری موثر باشد. در این تحقیق تعیین عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در بازیافت، نگرش ها و ارزيابي نظرات شهروندان در خصوص آموزش و اهمیت آن دنبال گردید. روش بررسی : این پژوهش توصیفی – تحلیلی با استفاده از پرسشنامه که بین شهروندان قزوین به تعداد 150 پرسشنامه تکمیل شده جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل شد و ميزان روایی از طریق بررسی متخصصان ارزیابی و پایایی پرسشنامه با استفاده از مقدار آلفای کرونباخ که نشان‌دهنده اعتبار بالای پرسشنامه است تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. برای ارزیابی و بررسی ارتباط متغیرهای کیفی پرسشنامه از آزمون کای اسکوئر (Chi-square) استفاده شد. برای تحلیل عوامل استراتژیک و برنامه ریزی راهبردی از ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM) به عنوان یک روش‌شناختی نوآورانه برای افزایش مشارکت عمومی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان دهنده مشارکت بالای 60 درصد شهروندان در تفکیک زباله است. همچنین در فرآیند مدیریت پسماند، جنسیت و آگاهی از اقلام بازیافتی، درآمد و اشتغال، سن و تحصیلات ارتباط معنی داری با میزان مشارکت دارند. زباله گردی عامل منفی و اقتصاد عامل مثبت بر مشارکت مردمی در تفکیک زباله است. جمع ارزیابی نقاط قوت 096/3 و جمع ارزیابی نقاط ضعف ها 944/2 است که نشان دهنده غلبه نقاط قوت بر نقاط ضعف می باشد. جمع ارزیابی فرصت ها 395/3 و جمع تهدیدها 406/3 می باشد که بیانگر ضعف عوامل داخلی نسبت به عوامل خارجی است و عوامل خارجی به خوبی از فرصت ها استفاده نشده تا در مقابله با تهدیدها به خوبی عمل کند. بحث و نتیجه گیری: بنابراین نتایج نشان دهنده ظرفیت بالایی شهروندان برای مشارکت در تفکیک پسماند است. برند سازی شهری به منظور دستیابی به اهداف آرمانی مانند شهر پاک و وضع قوانین و مقررات در خصوص کاهش و تفکیک زباله که دارای بسته های تشویقی و تنبیهی مناسب باشد و همچنین ایجاد بستر برای فرهنگ سازی و کلاس های آموزشی به منظور تفکیک پسماند در محیط شهری در ارتقا سطح آگاهی شهروندان، مشارکت شهروندان را افزایش می­دهد. استفاده از ماتریس کمی (QSPM) چارچوبی عملی برای آگاهی اجتماعی به سیاست‌های مؤثر مدیریت زباله­های شهری فراهم می‌کند.