بحث در فضیلت شعر از منظر تذکرهنویسان معروف (عوفی، دولتشاه، اوحدی، نصرآبادی، واله، آذر)
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
2 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد
3 گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد شهرکرد ،دانشگاه آزاد اسلامی ،شهرکرد ، ایران.
doi
چکیده
برتری سخن منظوم بر منثور فرضی است که خواسته یا ناخواسته در ادبیات فارسی از سدههای پیشین تا امروز وجود داشته است. در زبان فارسی تقریباً هرجا سخن از ادبیات باشد آن را به شعر تعبیر میکنند و برای نثر و انواع آن شأنی چنانکه برای شعر قائلند وجود ندارد. بر این اساس این پرسش مطرح میشود که چرا در تاریخ ادبیات فارسی این همه برای شعر برتری و امتیاز قائل بودهاند؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش جامعه آماری متشکل از شش تذکرهنویس نامدار فارسی را که به نگارش ترجمه حال شاعران سدههای پیشین اهتمام ورزیدهاند انتخاب کردیم تا داوری آنها را در مورد شعر بررسی کنیم. این که شاعران در منظومههای خود به ستایش شعر روی بیاورند و آن را از هر هنری والاتر بدانند امری بدیهی است؛ نکته اینجاست که ببینیم نثرنویسان و بهطور اخص تذکرهنویسان در مورد شعر چه داوریای داشتهاند؟ در این پژوهش که به روش توصیفی- کیفی و بر محور تحلیل محتوا صورت گرفت پس از بررسی تذکرههای ششگانه و مرور نظریات نویسندگان در مورد شعر نتایجی حاصل شد که با آنچه پژوهشگران قبلی در این مورد نوشتهاند متفاوت است. بر اساس نتیجه حاصل از این تحقیق نباید نقش ایدئولوژی و باورهای دینی را در موضوع برتری سخن منظوم بر منثور نادیده بگیریم. بخش قابل توجهی از بدنه تاریخی شعر فارسی اعتبار و وزانت خود را مدیون احادیث، اخبار و روایاتی است که برای موجه بودن شعر در منابع ادبی آمدهاند.