تحلیل هزینه – فایده اقتصادی مدیریت جامع پسماند شهری با ایجاد تأسیسات بازیابی مواد: (مطالعه موردی پهنه غربی تهران)

نویسندگان

1 دکتری اقتصاد محیط زیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه اقتصاد محیط زیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

3 استاد و هیات علمی دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران

4 استادیار گروه اقتصاد محیط زیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
چکیده

زمینه و هدف: رشد شتابان جمعیت، توسعه شهرنشینی و تغییر الگوهای مصرف در تهران منجر به افزایش قابل‏توجه حجم پسماند شهری و فشار بر منابع محیط‏زیستی، اقتصادی و اجتماعی شده است. این پژوهش با هدف ارزیابی توجیه‏پذیری اقتصادی احداث تأسیسات بازیابی مواد(MRF)در پهنه غربی تهران و در چارچوب مدیریت جامع پسماند انجام شد تا ضمن شناسایی هزینه‏ها و منافع، شاخص‏های کلیدی اقتصادی طرح تعیین گردد. روش بررسی: این مطالعه به‏صورت کمی و بر مبنای تحلیل هزینه – فایده (CBA) انجام شد. داده‏های موردنیاز شامل اطلاعات فنی، ترکیب پسماند، هزینه‏های سرمایه‏گذاری و بهره‏برداری و قیمت فروش مواد بازیافتی، از طریق بازدیدهای میدانی، مصاحبه با مسئولان سازمان مدیریت پسماند و پیمانکاران، و آمار رسمی شهرداری گردآوری گردید. محاسبات شامل شناسایی و کمی‏سازی هزینه‏های ثابت، جاری و غیرمستقیم و منافع مستقیم و غیرمستقیم، تنزیل جریان‏های نقدی به سال پایه ۱۴۰۳ و محاسبه شاخص‏های NPV، IRR، BCR و دوره بازگشت سرمایه با استفاده از نرم‏افزارهای Excel و COMFAR III Expert انجام شد. یافته‏ها: نتایج نشان داد که با سرمایه‏گذاری ثابت ۴۷۶٬۶۹۷ میلیون ریال، پروژه دارای NPV معادل ۶۱۶٬۴۱۷ میلیون ریال، IRR برابر با ۴۲ درصد، BCR معادل ۱٫۸ و دوره بازگشت سرمایه ۲٫۵ سال است. تأسیسات پیش‏بینی‏شده سالانه بطور میانگین حدود۳۶ هزار تن پسماند خشک شامل کاغذ و مقوا، پلاستیک و فلزات را بازیافت کرده و موجب کاهش ۳۶ تا ۴۰ هزار تن دفن پسماند در سال، کاهش انتشار گازهای گلخانه‏ای و صرفه‏جویی در مصرف منابع طبیعی می‏شود. همچنین، مقایسه نتایج با مطالعات مشابه داخلی و خارجی نشان داد که شاخص‏های مالی این پروژه به‏طور محسوسی بالاتر از میانگین منطقه‏ای بوده و ظرفیت ایجاد مزیت رقابتی در بازار بازیافت کشور را دارد. این امر، جاذبه سرمایه‏گذاری را برای بخش خصوصی افزایش داده و امکان مشارکت در قالب مدل‏های PPP و قراردادهای BOT را فراهم می‏کند. چالش‏هایی مانند نوسانات قیمت مواد بازیافتی، هزینه‏های انرژی و لزوم ارتقای فناوری نیز شناسایی شد که باید در برنامه‏ریزی اجرایی مورد توجه قرار گیرند. بحث و نتیجه‏گیری: ادغام سیاست‏های کاهش تولید و جداسازی در مبدأ با استفاده از تأسیسات مکانیزه MRF می‏تواند الگویی پایدار و مقرون‏به‏صرفه برای مدیریت پسماند کلان‏شهری ارائه دهد. این مدل، علاوه بر ارتقای شاخص‏های زیست‏محیطی و اقتصادی، ظرفیت ایجاد اشتغال پایدار، بهبود کیفیت زندگی شهری و هم‏سویی با اهداف توسعه پایدار را فراهم می‏آورد. قابلیت تعمیم آن به سایر شهرهای بزرگ کشور، همراه با انعطاف‏پذیری در مواجهه با تغییرات بازار و فناوری، نقطه قوت اصلی آن محسوب می‏شود.