نقد روان‌شناختی رمان

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران. نویسنده مسئول

2 آموزش وپرورش

doi
چکیده

نقد روان‌شناختی در دهه‌های اخیر به‌عنوان رویکردی بینارشته‌ای، پیوندی میان ادبیات و روان‌شناسی برقرار کرده و امکان تحلیل عمیق‌تر شخصیت‌های داستانی را فراهم آورده است. یکی از نظریه‌های برجسته در این حوزه، نظریه روان‌شناسی فردی آلفرد آدلر است که بر نقش "احساس حقارت"، "تلاش برای برتری"، "سبک زندگی" و "علاقه اجتماعی" در شکل‌گیری شخصیت تأکید دارد. رمان "وردی که بره‌ها می‌خوانند" نوشته رضا قاسمی، به‌عنوان اثری که در فضایی بیمارگونه و همراه با بازگشت‌های پی‌درپی به گذشته روایت می‌شود، ظرفیت بالایی برای تحلیل بر مبنای این نظریه دارد. در این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته، تلاش شده است شخصیت اصلی رمان از منظر مؤلفه‌های نظریه آدلر بررسی گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد که راوی رمان، فردی است که همواره تحت سیطره عقده‌های دوران کودکی و سلطه پدر سخت‌گیر و متعصب باقی مانده و در نتیجه، گرفتار احساسی عمیق و ناتوان از دستیابی به خلاقیت و برتری سازنده است. او زندگی را پوچ و تکراری می‌پندارد و ناتوانی‌اش در ایجاد پیوندهای اجتماعی، سبب انزوا و افسردگی مداوم او شده است. از منظر آدلر، چنین نگرشی ناشی از شکست فرد در یافتن سبک زندگی سالم و سازگار با اجتماع است؛ به‌گونه‌ای که ترس‌های وجودی، بدبینی و هراس از روابط انسانی، همگی در راستای تثبیت همان عقده حقارت قابل تبیین‌اند. قاسمی با خلق شخصیتی گرفتار در گذشته، شکست‌خورده در حال و بی‌امید به آینده، تصویری از بحران هویت مهاجر ایرانی و دشواری انطباق با فرهنگ جدید ارائه کرده است.