آرمانشهر در آیینۀ دو دیدگاه؛ سهراب سپهری و توماس مور
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
چکیده
شهر نیکان، آرمانشهر، مدینه فاضله، ناکجاآباد و هیچستان واژههایی هستند که از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. انسان همواره در جستجوی بهشتی زمینی، عاری از وابستگیهای مادی و سرشار از آزادی، سعادت و عدالت بوده است که تبلور و بازتابی از بهشتی آسمانی باشد. شاهد این ادعا یوتوپیای توماس مور و شهر آرمانی سهراب سپهری است که هرکدام کوشیدهاند تا به توصیف جامعه آرمانی خویش بپردازند. این پژوهش به بررسی تطبیقی آرمانشهر در اندیشه سهراب سپهری، شاعر و نقاش ایرانی و توماس مور، فیلسوف انگلیسی، میپردازد. مور با نگاهی عقلانی و ساختارگرا جامعهای مبتنی بر عدالت اجتماعی و نهادهای سیاسی طراحی میکند. در مقابل، سپهری آرمانشهر خود را بر اساس مفاهیم عرفانی، وحدت وجود و هماهنگی عمیق با طبیعت بنیان مینهد. این جستار نشان میدهد که علیرغم تفاوتهای بنیادین در رویکرد، هر دو اندیشمند به دنبال ایجاد جهانی عاری از رنج و سرشار از معنویت هستند.