مقایسه خودپنداره جنسی و بهزیستی جنسی و طرحواره های ناسازگار در زنان شرف طلاق با زنان متاهل 20 تا 50 سال
نویسندگان
1 دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران.
doi
چکیده
زنان در شُرف طلاق اغلب با تنیدگیهای هیجانی و تعارضهای رابطهای مواجهاند که میتواند برداشت آنان از خودِ جنسی، رضایت و بهزیستی جنسی را تحت تأثیر قرار دهد و همزمان طرحوارههای ناسازگار اولیه را فعالتر سازد. در مقابل، در زنان متأهلِ دارای ثبات نسبی رابطه، خودپنداره جنسی و بهزیستی جنسی معمولاً بیشتر در بستر امنیت عاطفی و تعاملهای حمایتی شکل میگیرد و با الگوهای شناختی سازگارانهتری همراه است. ازاینرو، مقایسه خودپنداره جنسی، بهزیستی جنسی و طرحوارههای ناسازگار در زنان در شرف طلاق با زنان متأهل 20 تا 50 سال میتواند به روشنشدن سازوکارهای شناختی–هیجانی مرتبط با فرسایش رابطه و نیز طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی هدفمند در حوزه زوجدرمانی و سلامت جنسی کمک کند. هدف این پژوهش مقایسه خودپنداره جنسی، بهزیستی جنسی و طرحواره های ناسازگار در زنان شرف طلاق با زنان متاهل 20 تا 50 سال بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه ای 180 (90 نفر در شرف طلاق و 90 نفر با زنان متاهل) به شیوه نمونه گیری در دسترس از جامعه زنان در شرف طلاق و زنان متاهل 20 تا 50 سال انتخاب و از نظر خودپنداره جنسی، طرحواره های ناسازگار، و بهزیستی جنسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین دو گروه زنان در شرف طلاق و زنان متاهل در متغیر خودپنداره جنسی، بهزیستی جنسی و طرحواره های ناسازگارانه در سطح 01/0>p تفاوت معناداری وجود دارد و یعنی 6/10 درصدتفاوت دو گروه را نمرات خودپنداره جنسی، بهزیستی جنسی و طرحواره های ناسازگارانه تبیین می کند. از این نتایج می توان جهت برنامه ریزی های پیشگیرانه و برنامه های آموزش و آگاه سازی خانواده ها استفاده کرد. از این رو پیشنهاد می شود که مسئولین در امر پیشگیری و حفظ کانون های خانواده جهت پیشگیری از طلاق و حفظ سلامت اعضای خانواده به این ابعاد توجه کنند و جوانان در شرف ازدواج را در مواجهه با آموزش این مهارت¬ها قرار دهند.