اثربخشی رفتار درمانی شناختی بر خودسرزنشگری و خودآگاهی هیجانی افراد با تجربه سوگ
نویسندگان
1 دانشگاه ازاد ایت اله آملی
2
doi
چکیده
سوگ میتواند با افزایشِ خودسرزنشگری و دشواری در شناسایی و نامگذاری هیجانها همراه شود و این چرخه، سازگاری با فقدان را مختل کند. رفتاردرمانی شناختی با بازسازیِ شناختیِ باورهای گناهمحور و آموزشِ مهارتهای پایش و برچسبگذاری هیجان، میتواند به کاهشِ خودسرزنشگری و ارتقای خودآگاهی هیجانی در افرادِ سوگدیده کمک کند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی رفتار درمانی شناختی بر خودسرزنشگری و خودآگاهی هیجانی افراد با تجربه سوگ بود. برای ای منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل 30 زن با تجربه سوگ فرزند از بین مراجعین مراکز مشاوره در شهرستان ساری در پاییز سال 2024 به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها پیش و پس از مداخله از نظر تجربه سوگ خودسرزنشگری، خودآگاهی هیجانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺶ در 12 ﺟﻠﺴﻪ 90 دﻗﯿﻘﻪاي مداخله درﻣﺎن ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-رﻓﺘﺎري را دریافت کردند. یافتهها نشان داد رفتاردرمانی شناختی با هدفگیری مستقیمِ باورهای مسئولیتپذیری افراطی، «باید/نباید»های گناهمحور و تفسیرهای فاجعهآمیز از فقدان، به کاهش معنادار خودسرزنشگری در افراد سوگدیده میانجامد. همزمان، تمرینهای شناسایی، تمایز و نامگذاری هیجانها و پایش موقعیتهای برانگیزاننده، خودآگاهی هیجانی را ارتقا داد که میتواند مسیر تنظیم هیجان و سازگاری با سوگ را تسهیل کند. بر این اساس، CBT میتواند بهعنوان مداخلهای مؤثر برای کاهش رنجِ گناهمحور و افزایش پردازش هیجانی در سوگ پیشنهاد شود. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده، پایداری اثرات در پیگیریهای بلندمدت و نقش متغیرهایی مانند نوع فقدان و شدت دلبستگی بررسی گردد.