سلطان علم: بازتاب رابطه علم‌پروری و مشروعیت حاکمان در ادبیات اندرزی ایران دوران اسلامی تا قرن هفتم هجری

نویسندگان

1 دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار تاریخ دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

این مقاله در پی ارائه الگوی تبیینی فراشخصی برای توضیح رابطه حاکمان با دانشوران علوم طبیعی در ایران سده‌های نخست و میانه اسلامی است. مدعای مقاله این است که همانند علوم دینی، با در نظر گرفتن مفهوم مشروعیت که خرده نظام سیاسی را با خرده نظام‌های فرهنگی-اجتماعی جامعه اسلامی مرتبط می‌کند، می‌توان تبیینی ساختاری برای توضیح رابطه حمایتی حاکمان مسلمان و دانشوران علوم غیردینی ارائه کرد. تحلیل مضامین ادبیات اندرزی ایران دوران اسلامی تا هجوم مغولان نشان می‌دهد کسب علم، حمایت از دانشمندان، ترویج علم از فضایل اخلاقی لازم برای اهل قدرت و حکومت معرفی می‌شود. به نظر می‌رسد همبستگی حقیقت با توانایی و دانایی در جهان‌بینی فرهنگی و مناسبات اجتماعی اسلامی باعث شکل‌گیری فضیلت اخلاقی علم‌آموزی شد. فضیلتی که باعث تغییر جایگاه اجتماعی سیاسی دانشوران و حاکمان می‌گردید. در نتیجه در اخلاق سیاسی، حمایت از علم به عنوان فضیلت، مشروعیت قدرت حاکمان را در میان خواص و عوام جامعه ارتقا می‌داد. علوم طبیعی «نافع و شریف» و دانشوران آن نیز در پیوستگی و گاه رقابت با علوم شرعی از این منظر مورد حمایت حاکمان مسلمان قرار می‌گرفتند.