اثربخشی آموزش تفکر نقادانه و آموزش خودآگاهی بر انعطافپذیری شناختی در نوجوانان شهر تهران
نویسندگان
doi
چکیده
تفکر انتقادی شکلی پیشرفته از تفکر است که به افراد امکان میدهد اطلاعات را تحلیل کنند، استدلال منطقی ارائه دهند و دیدگاهی مستقل اتخاذ نماید. تفکر انتقادی شامل توانایی ارزیابی و تلفیق عینی اطلاعات است و برای تصمیمگیری مؤثر و حل مسئله حیاتی است و به فرد کمک میکند تا دادههای مرتبط را از دادههای غیرمرتبط تشخیص دهد. هدف این پژوهش، مقایسهی دقیق و نظاممند اثربخشی آموزش تفکر انتقادی و آموزش خودآگاهی بر انعطافپذیری شناختی نوجوانان بود. برای این منظور، طی یک پژوهش شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری و گروه کنترل، ۴۵ نوجوان واجد شرایط از مراکز مشاورهی چهار ناحیهی مختلف و منتخب تهران انتخاب و سپس بهصورت تصادفی در سه گروه (تفکر انتقادی، خودآگاهی و کنترل) گمارده شدند. آزمودنیها در سه مرحله از نظر انعطافپذیری شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. مداخلات آموزشی در قالب ۸ جلسهی ۹۰ دقیقهای برای دو گروه آزمایشی اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که هر دو مداخلهی آموزشی در مقایسه با گروه کنترل، موجب افزایش معنادار انعطافپذیری شناختی شدند (p <.001) . نتایج نشان داد که آموزش تفکر انتقادی اثربخشی بیشتری در بهبود انعطافپذیری شناختی داشت. بر اساس یافتههای این پژوهش، هر دو رویکرد آموزشی، یعنی آموزش تفکر انتقادی و آموزش خودآگاهی، میتوانند بهعنوان مداخلاتی مؤثر و درعینحال کاربردی برای ارتقای مهارتهای روانشناختی اساسی نوجوانان به کار گرفته شوند. با این حال، آموزش تفکر انتقادی در افزایش معنادار انعطافپذیری شناختی مؤثرتر بود .