نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در رابطه بین طرحواره ناسازگار اولیه و سبک های عشق-ورزی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران
نویسندگان
1 گروه روان شناسی بالینی، واحد علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه روان شناسی بالینی، واحد علوم پزشکی تهران، دانشگاه علوم پزشکی، تهران، ایران
doi
چکیده
اجتناب تجربهای میتواند رابطهی میان طرحوارههای ناسازگار اولیه و سبکهای عشقورزی را شکل دهد و شدت طرحوارههای ناسازگار، از طریق افزایش گریز از هیجان و رنج، الگوهای عشقورزی را مختل میکند. زمانی که فرد برای فرار از هیجانهای دردناک دوران کودکی به اجتناب تجربهای پناه میبرد، توانایی او برای حضور هیجانی، صمیمیت و دلبستگی ایمن کاهش یافته و سبکهای عشقورزی او به سمت الگوهای اجتنابی، وابسته یا کنترلگرانه سوق داده میشود. بنابراین، اجتناب تجربهای نقش واسطهای مهمی دارد که از طریق تضعیف ظرفیت مواجهه با تجربههای درونی، تأثیر طرحوارههای اولیه را بر کیفیت عشقورزی و رابطهی زوجین تشدید میکند. در سالهای اخیر، پژوهشهای متعددی به بررسی نقش عوامل شناختی و هیجانی در کیفیت روابط زوجین پرداختهاند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در رابطه بین طرحواره ناسازگار اولیه و سبک های عشق ورزی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه آماری این پژوهش را زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران تشکیل میداد که به روش در دسترس 120 نفر انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامههای اجتناب تجربهای، طرحوارههای ناسازگار اولیه و سبکهای عشقورزی استفاده شد. بر اساس نتایج معادلات ساختاری، عشقورزی زوجین ، متأثر از طرحوارههای ناسازگار اولیه و نیز اجتناب تجربهای بوده و اجتناب تجربهای در رابطه میان طرحوارههای ناسازگار اولیه و عشقورزی زوجین نقشی واسطهای ایفا میکند. در نتیجه، تجربههای زیستی ورویدادهای دوران کودکی در قالب طرحوارههای ناسازگار اولیه همراه با آموختههای هیجانی وشناختی در اجتناب تجربهای در پیشبینی چگونگی نگرستین افراد به مقوله عشق و عشقورزی اثرگذار تلقی میشود.