اثربخشی پارادوکس‌درمانی بر سلامت روان و خودتمایزیافتگی زنان

نویسندگان

1 گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران

2 استادیار و هضو هیئت علمی دانشگاه تهران

doi
چکیده

سلامت روان و خودتمایزیافتگی به‌عنوان سازه‌های کلیدی در بهزیستی روانی-اجتماعی، به‌ویژه در جمعیت زنان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی پارادوکس‌درمانی (PTC) بر سلامت روان و خودتمایزیافتگی در زنان انجام شد. شرکت‌کنندگان بر اساس ابتلا به اختلال پوست‌کنی (به‌عنوان یک نمونه بالینی با تأثیرات شناخته‌شده بر عملکرد) انتخاب شدند تا اثر مداخله بر متغیرهای هسته‌ای پژوهش در یک بافت بالینی مشخص بررسی گردد. پژوهش حاضر از نوع شبه‌آزمایشی با طرح سری‌های زمانی تک‌گروهی بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به اختلال پوست‌کنی بود. برای این پژوهش ۱۵ نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پروتکل مداخله پارادوکس‌درمانی (PTC) را در شش جلسه دریافت کردند و در دو مرحله از نظر سلامت عمومی و خودتمایزیافتگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها در چهار مرحله خط پایه، جلسه سوم مداخله، پایان درمان و پیگیری دو‌ماهه گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون‌های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر اصلی زمان برای هر دو متغیر سلامت روان (با اندازه اثر ۹۰/۰) و خودتمایزیافتگی (با اندازه اثر ۴۳۵/۰) معنادار است. مقایسه‌های زوجی حاکی از بهبود معنادار و پایدار سلامت روان در تمام مراحل پس از مداخله نسبت به خط پایه بود. در مورد خودتمایزیافتگی، بهبود معنادار از خط پایه به مراحل پایان درمان و پیگیری مشاهده شد و تفاوت بین پایان درمان و پیگیری معنادار نبود که نشان‌دهنده تثبیت تغییرات پس از اتمام مداخله است. یافته‌ها حاکی از اثربخشی پارادوکس‌درمانی در ارتقای سلامت روان و بهبود سطح خودتمایزیافتگی در زنان شرکت‌کننده است. این مداخله کوتاه‌مدت با مکانیسم‌هایی نظیر جدا کردن اضطراب از نشانه، تقویت کارکرد ایگو و نگرش سیستمی، می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مؤثر برای ارتقای این سازه‌های بنیادین در جمعیت‌های بالینی مشابه در نظر گرفته شود.