بررسی عوامل موثر بر شکلگیری عرصهبندی در سکونتگاههای کپری روستاهای ایران و مغولستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
3 استادیار گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
4 استادیار گروه مدیریت فرهنگی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران / مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
5 دانشیار، گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
10.30486/PIA.2025.140312031200099چکیده
مسکن همواره از اساسیترین نیازهای انسان بوده و شکلگیری بسیاری از تمدنها با سازماندهی فضایی سکونت آغاز شده است. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی شیوههای عرصهبندی در سکونتگاههای کپری ایران و یورتهای مغولستان انجام شده و بر آن است تا عوامل مؤثر بر سازمان فضایی این دو نوع زیستبوم را شناسایی و مقایسه کند. رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن، تطبیقی کنترلشده (لیپهارت) است. دادهها از طریق مطالعات اسنادی، منابع تاریخی، مشاهده میدانی و مصاحبه با ساکنان، گردآوری و تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد، سازماندهی فضایی این سکونتگاهها تحتتأثیر پنج عامل کلیدی شامل اقلیم و شرایط محیطی، ساختار فیزیکی، الگوی فضایی، تفکیک عملکردی و ارزشها و باورهای فرهنگی شکل گرفته است. در کپرهای ایران، عرصهبندی فضایی با تأکید بر انعطافپذیری، کارکردهای روزمره و تعامل با محیط انجام میشود؛ درحالیکه در یورتهای مغول، ساختار مرکزگرا و سلسلهمراتبی براساس آیینها و نظام اجتماعی حاکم است. تحلیل روابط علّی میان این عوامل نشان داد، تغییر در هریک میتواند، موجب بازآرایی کامل در سازمان فضایی شود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری از الگوهای سنتی عرصهبندی، بهویژه در زمینه طراحی مسکن معاصر روستایی و عشایری، میتواند به توسعه سکونتگاههایی پایدار، سازگار با اقلیم و منطبق با فرهنگ جوامع محلی کمک کند.