از روش تا طریق
نویسندگان
1 دانشیار، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکدۀ مطالعات فلسفی تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 استادیار، گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.30486/PIA.2025.140407231221264چکیده
امروزه انسان، برخلاف سرشت درونی خویش، پشت به عالم معنا کرده و حقیقت را در امور مادی و محسوس جستوجو میکند. این نگرش تقلیلگرا سبب شده، تنها شیوه معتبر شناخت، اتّکا به روشهای کمی و سنجشپذیر باشد و جهان به مجموعهای از پدیدههای قابلشمارش و اندازهگیری، تنزل یابد. در چنین فضایی، پژوهشهای معماری ایرانی نیز، از ابعاد معنوی و وجودی خویش فاصله گرفتهاند؛ چراکه روشهای آماری و تجربی، هرچند کارآمد، قادر به تبیین مراتب باطنی و هستیشناسانه معماری نیستند. بر این اساس، مسئله اصلی مقاله حاضر این است که چگونه میتوان، الگویی روششناختی، منسجم و کلنگر مبتنی بر حکمت ایرانی(صدرایی) برای پژوهش در معماری ایرانی طراحی نمود؟ در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین یک چهارچوب مفهومی برای پژوهشهای نظری است که با بینش یا جهانبینی حکمی(حکمت ایرانی) و مبانی وجودشناسی و معرفتشناسی حکمت ایرانی(صدرایی) همخوان باشد. این پژوهش فراتر از یک خوانش تفسیری، در پی تبیین منطق روش در پژوهش حکمی–صدرایی و ارائه چهارچوب روششناختی برای مطالعه معماری ایرانی است. روش تحقیق این پژوهش، حکمی و کلنگر و از مبانی حکمت صدرایی استخراج شده است. رویکرد پژوهش نظری و بنیادین و با بهرهگیری از روش قیاسی-الهیاتی و رویکرد استطباقی-تحلیلی، مفاهیم بنیادین حکمت صدرایی همچون اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری تحلیل و با ساختارهای نظری معماری ایرانی تطبیق داده شده است. این روش، نهتنها ابزار فنی، بلکه بخشی از محتوای فلسفی پژوهش است و الگویی روشمند برای تحلیل لایههای معنایی و وجودی معماری ارائه میدهد. یافتهها نشان میدهد، این رویکرد عقلانیت معنوی و تلفیقی فراهم میآورد و درک باطن معماری ایرانی را ممکن میسازد، امری که روشهای صرفاً تجربی، قادر به تحقق آن نیستند.