پیش‌بینی اختلال نافرمانی مقابله‌ای بر اساس سبک‌های فرزندپروری، صفات شخصیتی و ویژگی کمال‌گرایی والدین

نویسندگان

1 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آستارا، آستارا، ایران

2 کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرقدس، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرقدس، تهران، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر، پیش بینی اختلال نافرمانی مقابله ای بر اساس سبک های فرزندپروری، صفات شخصیتی و ویژگی کمال گرایی والدین بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 7 تا 10 سال شهر تهران در سال تحصیلی 1398 بودند. تعداد 250 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری پژوهش پرسشنامه های علائم مرضی کودکان (گادو و اسپرافکین، 1994)، سبک های فرزندپروری (بامریند، 1991)، صفات شخصیتی نئو (مک کری و کاستا، 1992) و کمالگرایی (فراست و همکاران، 1990) بود. پایایی پرسشنامه‌ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای هر چهار پرسشنامه بالای 0.7 به‌دست آمد. همین‌طور از روایی محتوا به‌منظور آزمون روایی پرسشنامه استفاده شد، که برای این منظور پرسشنامه‌ها به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از اجرای پرسشنامه‌ها از طریق نرم افزار spss-22 در دو بخش توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه) انجام پذیرفت. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد سبک فرزندپروری مستبدانه. 17% و روان آزرده خویی می تواند 24% به صورت مثبت و معنا دار، متغیر برون گرایی و سازش پذیری به ترتیب 19% و 23% به صورت منفی و معنادار، همچنین نگرانی درباره اشتباهات، شک درباره اعمال، انتقادگری والدینی و استانداردهای شخصی به ترتیب 13%، 24%، 34% و 28% به صورت مثبت و معنادار قادر به پیش بینی متغیر نافرمانی مقابله ای هستند (0.05>P). بنابراین بر اساس یافته های پژوهش حاضر، نافرمانی مقابله ای در کودکان با سبک های فرزندپروری، صفات شخصیتی و ویژگی کمال گرایی والدین رابطه دارد و می تواند توسط آن پیش بینی شود.