اثر استفاده از رسانه‌ها بر گرایش به مصرف لوازم آرایشی در زنان: یک مدل ساختاری با توجه به میانجیگری متغیرهای روانشناختی

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی موسسه آموزش عالی فیض الاسلام

2 دکترای تخصصی روانشناسی، استادیار گروه روانشناسی، مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی فیض الاسلام، خمینی‌شهر، ایران

doi
چکیده

شیوع استفاده از مواد آرایشی از ابتدای تولید آنها در زنان بسیار بالاتر از مردان است و محتواهای تولید شده در رسانه‌ها نیز معمولاً به زنان آموزش می‌دهند تا به استانداردهای ساخته شده‌ی اجتماعی از زیبایی برسند. امروزه مصرف افراطی لوازم آرایشی در بین زنان و دختران ایرانی به یک مسئله مهم روانی-اجتماعی تبدیل شده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل استفاده از رسانه‌ بر گرایش به مصرف لوازم آرایشی با توجه به نقش میانجیگر درونی‌سازی الگوهای رسانه، باورها در مورد ظاهر و نگرانی از تصویر بدنی انجام شد. بدین منظور 324 دانشجوی دختر دانشگاه اصفهان با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به مقیاس‌های مصرف رسانه (تجدید نظرشده) و باورها در مورد ظاهر، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی و پرسشنامه‌های نگرش‌های اجتماعی-فرهنگی در مورد ظاهر (ویراست سوم) و گرایشات و رفتارهای جبرانی برای زیبایی و تناسب اندام پاسخ دادند. مدل پژوهش با استفاده از تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری آزمون شد و معناداری اثرات مدل با استفاده از روش بوت‌استراپ مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون مدل نشان داد که اندازه شاخصهای برازش مدل در حد مطلوبی است و این مدل با داده‌های تجربی برازش مطلوبی دارد. همچنین، بررسی نتایج بوت‌استراپ نشان داد کلیه اثرات مدل معنادارند. به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر از اهمیت نقش درونی‌سازی الگوهای رسانه و نگرانی از تصویر بدنی در گرایش زنان ایرانی به مصرف لوازم آرایشی حمایت می‌کند. این نتایج در بافت پژوهشی و نظری تبیین شد و پیشنهاداتی در این زمینه ارائه شد.