شناسایی عوامل موثر بر کاهش میل به ازدواج با استفاده از نظریه زمینه‌ای

نویسندگان

1 دکتری سنجش و اندازه گیری، پژوهشگر باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.

2 دانشیار، روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.

3 کارشناسی ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، مرودشت، ایران.

doi
چکیده

ازدواج قراردادی اجتماعی بوده که در متن آن، یک زن و یک مرد براساس تعهدات قانونی، شرعی و اخلاقی تصمیم می‌گیرند در ساختار زن و شوهر با هم زندگی کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر کاهش میل به ازدواج با استفاده از نظریه زمینه‌ای بوده است. نمونه پژوهش حاضر 15 نفر از دانشجویان مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی در نیمسال اول سال تحصیلی 2-1401 بوده و به منظور جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختارمند استفاده شد. قلمروز زمانی پژوهش مهرماه سال 1401 و روش تحلیل داده‌ها، براساس نظریه زمینه‌ای (گراندد تئوری) با طرح سیستماتیک اشتروس و کوربین (1990) بوده است. یافته‌ها نشان داد عواملی همچون رفتاری، روانشناختی، اقتصادی، فرهنگی، سلامت جسمی و تحصیلی مهم‌ترین عوامل عِلّی؛ عوامل فرهنگی-اجتماعی و مذهبی، مهم‌ترین عوامل زمینه‌ای؛ عوامل اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، خانوادگی و سیاسی مهم‌ترین عوامل مداخله‌گر در کاهش میل به ازدواج بوده‌اند که اگر در راستای آن، راهبردهای اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، شخصی-خانوادگی، مذهبی و شغلی-تحصیلی بکار گرفته شوند، می‌توان پیامدهای اجتماعی-فرهنگی، سلامت جسمی-روانی و نظامی-سیاسی را انتظار داشت. مطابق یافته‌های پژوهش؛ براساس فراوانی مشاهده شده، از بین عوامل ذکر شده، عامل مهم کاهش میل به ازدواج در درجه اول رفتاری؛ در درجه دوم روانشناختی، سپس اقتصادی شناسایی شده‌اند و در صورتی که راهبردهای اقتصادی و فرهنگی مناسب اتخاذ شوند، پیامدهای مطلوب رخ خواهند داد. از این رو تدوین مشاوره‌های مطلوب برای جوانان می‌تواند نقش مهمی در بهبود این مساله داشته باشد. همچنین، این بررسی می‌تواند برای مراکز مشاوره و روانشناسی به منظور تدوین و طراحی محتوای همسو با ارزش‌های جامعه ایرانی-اسلامی و مسائل موجود در این حوزه مفید واقع شود.