تدوین چارچوب تحلیل توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش¬آموزی ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت ورزشی، پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، تهران، ایران

2 استادیار گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

3 گروه مدیریت ورزشی، واحد بین¬الملل کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

4 استادیار گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

doi
چکیده

هدف از این پژوهش تدوین چارچوب تحلیل توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی ایران بود. روش تحقیق از نوع کیفی (تماتیک) می­باشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان فعال در حوزه ورزش­های دانش­آموزی بود. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت بر مبنای اشباع نظری به‌صورت هدفمند و در دسترس نمونه­گیری و نظرخواهی گردید (16 نفر). ابزارهای پژوهش شامل مطالعه کتابخانه­ای نظام­مند و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. از روش کدگذاری و چارچوب­بندی مفهومی برای تحلیل یافته­ها استفاده گردید. چارچوب تحلیلی ارائه شده شامل سه بخش چالش­ها، راهکارها و پیامدهای توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی ایران بود. نتایج در بخش چالش­ها شامل پنج بعد محدودیت‌های بودجه‌ای، موانع فرهنگی و اجتماعی، موانع ارتباطی، موانع فناورانه و موانع زیرساختی می­باشد. همچنین راهکارهای آن شامل شش بعد مدیریت تعاملی، امور مالی و بازاریابی، حمایت مالی، قانونی، مدیریت کیفیت و هوشمندسازی ورزش دانش‌آموزی بود. در نهایت پیامدهای آن شامل پنج بعد استانداردسازی فضاهای ورزش دانش‌آموزی، توسعه برنامه ورزش مدارس، توسعه تعاملات درون‌سازمانی، رشد ورزش دانش‌آموزی و پایداری مالی بود. چارچوب تحلیلی توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی، با تبیین سه حوزه چالش‌ها، راهکارها و پیامدها، نشان‌دهنده ضرورت رویکردی سیستماتیک و چندلایه در مدیریت این بخش است. تحلیل ابعاد محدودیت‌های بودجه‌ای، فرهنگی-اجتماعی، رسانه‌ای، فناورانه و زیرساختی، بیانگر آن است که پایداری این حوزه نیازمند هم‌راستاسازی سیاست‌ها، منابع و ظرفیت‌های نهادی است. در بخش راهکارها، تأکید بر مدیریت تعاملی و هوشمندسازی، حاکی از اهمیت گذار از مدل‌های سنتی به الگوهای نوین حکمرانی ورزشی با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال و داده‌محور است. همچنین، توجه به حمایت قانونی و مدیریت کیفیت، بیانگر نقش کلیدی چارچوب‌های نظارتی و ارزیابی عملکرد در تحقق خودگردانی است. پیامدهای تبیین‌شده در این مدل، از منظر نظری، پیوندی میان توسعه زیرساخت، ارتقای تعاملات سازمانی و پایداری اقتصادی برقرار می‌کند که می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های کلان و طراحی مدل‌های بومی حکمرانی ورزش دانش‌آموزی قرار گیرد. این سطح از نگاه تلفیقی، امکان هم‌افزایی بین منابع انسانی، مالی و فناورانه را فراهم می‌سازدهدف از این پژوهش تدوین چارچوب تحلیل توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی ایران بود. روش تحقیق از نوع کیفی (تماتیک) می­باشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان فعال در حوزه ورزش­های دانش­آموزی بود. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت بر مبنای اشباع نظری به‌صورت هدفمند و در دسترس نمونه­گیری و نظرخواهی گردید (16 نفر). ابزارهای پژوهش شامل مطالعه کتابخانه­ای نظام­مند و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. از روش کدگذاری و چارچوب­بندی مفهومی برای تحلیل یافته­ها استفاده گردید. چارچوب تحلیلی ارائه شده شامل سه بخش چالش­ها، راهکارها و پیامدهای توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی ایران بود. نتایج در بخش چالش­ها شامل پنج بعد محدودیت‌های بودجه‌ای، موانع فرهنگی و اجتماعی، موانع ارتباطی، موانع فناورانه و موانع زیرساختی می­باشد. همچنین راهکارهای آن شامل شش بعد مدیریت تعاملی، امور مالی و بازاریابی، حمایت مالی، قانونی، مدیریت کیفیت و هوشمندسازی ورزش دانش‌آموزی بود. در نهایت پیامدهای آن شامل پنج بعد استانداردسازی فضاهای ورزش دانش‌آموزی، توسعه برنامه ورزش مدارس، توسعه تعاملات درون‌سازمانی، رشد ورزش دانش‌آموزی و پایداری مالی بود. چارچوب تحلیلی توسعه استقلال و خودگردانی ورزش دانش‌آموزی، با تبیین سه حوزه چالش‌ها، راهکارها و پیامدها، نشان‌دهنده ضرورت رویکردی سیستماتیک و چندلایه در مدیریت این بخش است. تحلیل ابعاد محدودیت‌های بودجه‌ای، فرهنگی-اجتماعی، رسانه‌ای، فناورانه و زیرساختی، بیانگر آن است که پایداری این حوزه نیازمند هم‌راستاسازی سیاست‌ها، منابع و ظرفیت‌های نهادی است. در بخش راهکارها، تأکید بر مدیریت تعاملی و هوشمندسازی، حاکی از اهمیت گذار از مدل‌های سنتی به الگوهای نوین حکمرانی ورزشی با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال و داده‌محور است. همچنین، توجه به حمایت قانونی و مدیریت کیفیت، بیانگر نقش کلیدی چارچوب‌های نظارتی و ارزیابی عملکرد در تحقق خودگردانی است. پیامدهای تبیین‌شده در این مدل، از منظر نظری، پیوندی میان توسعه زیرساخت، ارتقای تعاملات سازمانی و پایداری اقتصادی برقرار می‌کند که می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های کلان و طراحی مدل‌های بومی حکمرانی ورزش دانش‌آموزی قرار گیرد. این سطح از نگاه تلفیقی، امکان هم‌افزایی بین منابع انسانی، مالی و فناورانه را فراهم می‌سازد.