نگاه دیگرگونة مولانا به مسألۀ جبر و اختیار

نویسندگان

1 استاد و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانش‌گاه آزاد اسلامی ـ واحد تهران شمال.

doi
چکیده

جبر و اختیار از مسائل مهم کلامی ـ دینی است که در عرفان و فلسفه نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. با پذیرش جبر، معمای مسؤولیت انسان و معمای خلق گناه از سوی خدا مطرح می‌شود و با قبول اختیار (تفویض) معمای محدود شدن قدرت خدا و استثناپذیری، قانون استثناناپذیر علّیّت چهره می‌نماید. متکلمان، فلاسفه و عرفا، هر یک با معیارهای خود کوشیده‌اند به حل معماها نایل آیند. مولانا با نگاهی دیگرگونه به موضوع: اولاً بیان می‌کند که جبر و اختیار چونان هر مسألۀ فلسفی دیگر جدلیّ ‌الطرفین و بحث دربارۀ آن پایان ناپذیر است؛ ثانیاً نشان می‌دهد که به لحاظ عملی، هر دو مسأله مورد نیاز انسان است و انسان برحسب نیاز خود گاهی بدین و گاهی بدان روی می‌آورد؛ ثالثاً چون مسأله را از منظر کثرت‌گرایی یا دوگرایی می‌نگرد، چونان یک فیلسوف خردگرای آزاداندیش به تبیین و توجیه اختیار می‌پردازد و چون از منظر یک گرایی (وحدت‌گرایی) به موضوع می‌پردازد، همانند هر عارف وحدت‌گرا در برابر خود جبری می‌بیند که عین اختیار و برتر از اختیار است و بر آن نام جبر چو جان می‌نهد.