بررسی اهمیت اسب در اساطیر ایران و سایر ملل و بازتاب آن در شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد بم، ایران
2 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد بم ، ایران
doi
چکیده
اسطورهها روایت باورهای اقوم گذشته دربارة خود، خدا، عالم هستی و مابعد الطبیعه به زبان رمز و در قالب داستان است؛ در حقیقت اسطورهها برای توجیه آیینها، رسوم و قاعدههای اجتماعی، فرهنگی یا اخلاقی پدید آمده است و هدف اسطورهشناسی کشف اندیشة نهفته در اساطیر است که زیر بنای فرهنگ و روحیات هر قوم محسوب میشود؛ کشف و پی بردن به روحیات و ذهنیات مردمی که خواست و آرزو و بیم و امیدشان را به زبان رمز در روایات اساطیری باز گفتهاند. اسطورهها سرشار از تصاویر حیوانهایی است که روزگاری انسان بودهاند. یکی از عناصر مهم در اسطورهها، فقدان حد و مرزهای مشخص میان انسان و حیوان است. رابطة انسان و حیوانات، و نیز انسان و خدایان در گذشتة دور، در اساطیر و روایات کهن از اهمیتی خاص برخوردار است، در این میان اسب به خاطر ویژگیها و مشخصههای خاص، در اساطیر از اهمیت بسیار برخوردار است. این نوشتار به بررسی موقعیت و جایگاه اسب در اساطیر و برخی ملل دیگر از جمله مصر، چین، یونان، هند و.. . پرداخته است. زیرا هر گاه یک اثر ادبی در کنار اثری دیگر مورد مقایسه قرار گیرد و هر یک از آنها در مقام مقایسه با دیگری مورد ارزیابی باشد، معنایی عمیقتر را بنمایش میگذارد.