تاثیر تبلیغات غذایی رسانه‌ای بر مصرف غذای غیرخانگی در بین شهروندان تبریز.

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/sls.2019.19690
چکیده

تحقیق حاضر با هدف تاثیر استفاده از تبلیغات غذایی رسانه‌ای بر میزان مصرف غذاهای غیرخانگی و با استفاده از روش پیمایش (توصیفی- همبستگی) انجام شده است. از نظریه‌های رابرت مرتون، پل لازار سفیلد و گربنر نظریه تولید خانوار و نظریه بوردیو و دلورمیر استفاده گردید. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان بالای 15 سال شهر تبریز بوده که 409 نفر به شیوۀ نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی براساس مناطق ده‌گانه شهر تبریز انتخاب شده‌اند. داده‌ها نیز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری گردید. اعتبار پرسشنامه به روش اعتبار صوری و پایایی آن نیز با استفاده از آماره آلفای کرونباخ، مورد تایید قرار گرفت. مطابق نتایج میانگین مصرف غذاهای غیرخانگی برابر با 48/1 بار در یک ماه اخیر بود و میزان تبلیغات غذایی رسانه‌ای برابر با 8/47 درصد و و مشغله کاری آنان نیز برابر با 4/47 درصد بود. براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، ارتباط معنادار بین میزان مصرف غذاهای غیرخانگی با متغیرهای؛ استفاده از تبلیغات غذایی رسانه‌ای (بصورت مثبت) و مشغله کاری (بصورت مثبت) تأیید شده است (درسطح معناداری زیر 05/0 و شدت رابطه نیز بصورت ضعیف). همچنین طبق آزمون t-test میانگین مصرف غذاهای غیرخانگی براساس منطقه سکونت (به نفع مناطق برخوردار) به شکل معناداری متفاوت بوده است. براساس نتایج حاصل از برازش مدل مسیر، در بین سه متغیر دارای تأثیرات معنادار، منطقه سکونت (بصورت مستقیم و غیرمستقیم) به عنوان موثرترین شناسایی شده و استفاده از تبلیغات غذایی رسانه‌ایو مشغله کاری به ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‏اند. متغیرهای مستقل تحقیق حدود 13 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرده‏اند.