جداسازی بیفیدوباکتریوم ها و شناسایی مولکولی آن ها در انواع ماست و پنیر صنعتی و سنتی

نویسندگان

1 علوم و صنایع غذایی، گروه بیوشیمی و تغذیه، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گناباد

2 گروه بیوشیمی و تغذیه، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گناباد

3 دانشجوی کارشناسی ارشد بهداشت و ایمنی مواد غذایی، گروه علوم تغذیه و صنایع غذایی، دانشگاه علوم پزشکی گناباد

4 گروه میکروبیولوژی مواد غذایی، آزمایشگاه کنترل مواد غذایی، معاونت غذا و دارو، دانشگاه علوم پزشکی مشهد

doi
10.71768/JFTN.2025.1210409
چکیده

مقدمه: پروبیوتیک­ها میکروارگانیسم­های زنده غیر بیماری زا هستند که برای بهبود تعادل میکروبی به ویژه در دستگاه گوارش تجویز می­شوند. بیفیدوباکتریوم، یکی از مهم ترین گروه­های پروبیوتیک است که به دلیل فواید افزایش دهنده سلامتی، به طور گسترده در صنایع غذایی مورد استفاده قرار می­گیرد. ماست‌ و پنیر از اجزای مهم رژیم غذایی هستند. با وجود این، بررسی متون نشان داد که مطالعات کافی در خصوص جداسازی پروبیوتیک‌ها به ‌ویژه بیفیدوباکتریوم از ماست‌ و پنیر پروبیوتیک صنعتی و‌ سنتی تولید شده در شهرهای خاص خراسان رضوی وجود ندارد. لذا مطالعه حاضر با هدف جداسازی و شناسایی بیفیدوباکتریوم در این محصولات با استفاده از روش­های کشت و PCR انجام شد. روش کار: در مجموع 20 نمونه ماست و 10 نمونه پنیر جمع­آوری شد. محصولات سنتی از شهرهای مشهد، نیشابور و گناباد در استان خراسان رضوی جمع آوری شدند. هر نمونه تحت رقت، همگن سازی و کشت در محیط کشت­ اختصاصی TOS قرار گرفت. شناسایی بیفیدوباکتری­ها با استفاده از تکنیک شمارش کلونی بر اساس روش استاندارد بین المللی ISO  2024 : (220 IDF) 29981 که بر اساس مورفولوژی سلولی و رنگ آمیزی گرم کلنی­های شاخص بود، انجام شد. سپس از روش‌های واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) برای تایید نهایی این جدایه‌ها استفاده شد. یافته‌ها: پس از کشت بی‌هوازی نمونه‌ها بر روی محیط کشت اختصاصی TOS، بیفیدوباکتری‌هایی با مورفولوژی نامنظم، میله‌ای یا شاخه‌دار در اکثر نمونه‌های سنتی و صنعتی مشاهده شد. فراوانی بیفیدوباکتریوم در محیط TOS برای ماست و پنیر صنعتی پروبیوتیک به ترتیب %4/44 و %100 و در ماست و پنیر سنتی، %9/90 و %7/85 بود. نتیجه‌گیری: جداسازی بیفیدوباکتریوم از ماست و پنیر سنتی نشان داد که این محصولات سنتی منبع امیدوارکننده­ای از سویه­های پروبیوتیک هستند. در آینده، بررسی سویه‌های بومی ممکن است منجر به معرفی استارترهای منطقه‌ای شود که با میکرو فلور گوارشی جمعیت محلی سازگارتر است. با این حال، تعیین گونه نیاز به توالی و بررسی بیشتر دارد.