مطالعه تطبیقی حفاظت قانونی از دادههای مغزی انسان در مواجهه با فناوریهای عصبی با تأکید بر رابطهای مغز و رایانه (BCI)
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران؛
doi
10.22034/mr.2024.15884.5603چکیده
ظهور و پیشرفت سریع در حوزه فناوریهای عصبی خواندن مغز و ذهن، خصوصاً رابطهای مغز و رایانه (BCI) زمینه ورود به مغز انسان و رمزگشایی دادههای مغزی را فراهم کرده است. مداخلات و رمزگشایی دادههای مغزی، ممکن است اطلاعات ذهنی و عصبی مانند: احساسات، افکار، عقاید و نیات اشخاص را آشکار سازد و آشکارسازی دادههای مغزی هر فرد ممکن است او را در معرض آسیب قرار دهد یا شخص دیگری را به کنترل رفتار او قادر کند. ترکیب رابطهای مغز و رایانه با تصویربرداری عصبی، علاوه بر کاربرد فراوان در حوزه درمان و پزشکی، در سایر حوزهها مانند امور نظامی، خدماتی، آموزشی و دادگاهها مورد استفاده قرار گرفته است. بسیاری از کشورها، سازمانها و شرکتها به دنبال تحقیقات و سرمایهگذاری در حوزه مغز انسان و دستگاههای عصبی مرتبط با آن هستند. بهطوریکه در این مطالعه سؤالهایی پیش آمده ازجمله: ماهیت دادههای مغزی چیست؟ و آیا بهموازات پیشرفتهای دستگاههای عصبی و امکان سوءاستفاده از آن، قانونگذاران بینالمللی و داخلی ازجمله کشور ما تدوین قانون را ضروری دانستهاند؟ ازاینرو با روش توصیفی تحلیلی در این پژوهش نشان میدهد، با توجه به جایگاه مغز انسان و دادههای آن که بهمثابه دادههای حساس سلامت است و نیز بهدلیل ایجاد تهدیدهای حقوق بشری و چالشهای حقوقی و همچنین با ویژگیها، پیچیده بودن، قابلیت سوءاستفاده و تنوع کارایی این دستگاهها بهویژه رابطهای مغز و رایانه و تصویربرداری عصبی که امکان رمزگشایی، پردازش و دستکاری دادههای مغزی، ذهنی و عصبی انسان را فراهم میکند؛ تدوین یا اصلاح قانون، برای محافظت از دادههای مغزی و ذهنی انسان قبل از تکامل و تجاریسازی این دستگاهها، در سطح بینالمللی مانند اصلاح میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی یا اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز قوانین داخلی کشورها ازجمله ایران، ضروری است.