سنجش و ارزیابی جرایم منافی عفت از منظر فقه کیفری امامیه و شریعت یهود

نویسندگان

1 گروه الهیات (فقه و مبانی حقوق اسلامی)، واحد قائم شهر،دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر،ایران.

doi
چکیده

جرایم منافی عفت، از جمله: زنا، لواط، مساحقه، در نظام¬های حقوقی مبتنی بر دین، جایگاه ویژه¬ای دارند و تهدیدی علیه نظم اجتماعی و اخلاق عمومی تلقی می¬شوند. نوشتار پیش رو، با رویکردی تطبیقی و به روش توصیفی تحلیلی، مبتنی بر منابع فقهی حقوقی و متون دینی، به بررسی مبانی نظری و عملی جرایم مذکور، در فقه کیفری امامیه و شریعت یهود، با هدفِ تبیین نقاط اشتراک و افتراق دو نظام کیفری مذکور را در زمینه¬ی اصول حاکم، شیوه¬های اثبات جرم و نوع مجازات¬ها می¬پردازد. یافته¬ها نشان می¬دهد: در فقه امامیه، اصلِ بزه پوشی و منع إشاعه¬ی فحشاء، نقش محوری دارد و اثبات جرایم منافی عفت، با شرایط سخت گیرانه¬ای همچون: شهادت چهار شاهد عادل یا اقرار معتبر صورت می¬گیرد؛ متقابلاً، شریعت یهود، با تأکید بر حفظ عهد الهی و پاکدامنی قوم بنی اسرائیل، با هدف بازدارندگی اجتماعی و عبرت¬گیری جمعی، مجازات¬های شدیدتری، همچون: سنگسار و مرگ را إعمال می¬کند. هر دو نظام کیفری، جرایم منافی عفت را فراتر از تخلف فردی و به مثابه¬ی تهدیدی علیه نظام دینی و اجتماعی تلقی می¬کنند؛ با این تفاوت که فقه کیفری امامیه بر حفظ آبرو و جلوگیری از إشاعه¬ی فساد، تأکید دارد، در حالی که شریعت یهود، بر شدت مجازات و بازدارندگی اجتماعی متمرکز است.