بیوتروریسم، سیاست مرگ و امنیت ملی
نویسندگان
doi
10.30495/pir.2020.679938چکیده
بیوتروریسم به مثابه یک رفتار ضد-امنیتی، مولود فرا-فرآیندهای جهانیشدن میباشد که تهدیداتی برای جوامع انسانی، ساختارهای حکومت و امنیت بینالملل به بار میآورد. طبق چنین فهمی، تقدیس سیاست مرگ و گفتمان نفرت- ارعاب به مثابه شالوده رفتار بیوتروریستی، باعث شد تا قرن بیستویکم به مثابه دوران گذار از عصر اطلاعات به عصر تروریسم تلقّی شود. با توسعه مطالعات و فنون بیولوژیک، پیوند بین قدرت و دانش به یک موضوع ژانوسی بدل شد که علاوه بر مصارف پزشکی، برای اهداف سیاسی هم به کار میرود. همافزایی کارکرد دیالکتیکی بیوتروریسم با رشد منابع مالی-فنی، سازمانی-لجستیکی و کاهش انزوای سیاسی- ایدئولوژیک، آن را به یک پدیده استراتژیک امنیتی بدل ساخت. نگاشته جاری به تحلیل پیوند بین بیوتروریسم و امنیت به مثابه پرسش اصلی میپردازد. فرضیه پژوهش با تأکید بر همسبتگی منفی بین امنیت و بیوتروریسم، رشد یکی را ملازم با کاهش دیگری میپندارد. از این رو، تکمیل زنجیره نهادی سیاست پزشکی و فهم سیاست به مثابه پزشکی سیاسی به عنوان راهکار پیشنهادی پژوهش جاری است که با امنیتیسازی سلامت و پزشکیسازی امنیت، ضمن رشد امنیت جامعهای، منجر به تکثیر نیروهای اجتماعی سلامت در سیاست بینالملل میشود. نگاشته جاری با روش تحلیلی و تئوری مسئولیت حفاظت و مدیریت منازعات به آزمون فرضیه جاری میپردازد.